معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٨٥ - اسرار باطنيّه مقدّمات و اعمال حجّ
و بايد اميد او در همه حالات غالب باشد،زيرا شرف خانه،عظيم است،و صاحب خانه كريم،و رحمت او واسع،و فيض او نازل،و حقّ زيارت كنندگان خود را منظور دارد.و كسى كه پناه به او آورد ردّ نمىنمايد.
و چون نظر او به خانه افتد مستشعر عظمت آن گردد،و چنان تصوّر كند كه:گويا صاحب خانه را مىبيند.و اميدوار شود كه:چنان كه به ملاقات خانه فايز شد به ملاقات صاحب خانه نيز مشرّف خواهد شد.و شكر خدا را به جا آورد كه:به اين موهبت كبرى رسيد.
و چون شروع به طواف نمايد،دل خود را از تعظيم و محبّت و خوف و رجاء مملوّ سازد و بداند كه:در حال طواف،شبيه است به ملائكه مقرّبين كه پيوسته در حول عرش اعظم طواف مىنمايند.و بداند كه:مقصود كلّى،طواف دل است به ياد پروردگار خانه.
پس ابتدا و ختم طواف را به ياد او كند.و روح طواف و حقيقت آن طواف دل است در حضرت ربوبيّت و خانه مثال ظاهرى است در عالم جسمانى.و خانه در عالم ملك و شهادت نمونهاى است از حضرت ربوبيّت در عالم غيب و ملكوت.
و آنچه رسيده كه:«بيت المعمور در آسمان در مقابل خانۀ كعبه است و طواف ملائكه بر آن چون طواف بنى آدم است بر كعبه» [١].دور نيست كه اشاره به اين مشابهت باشد.
و چون رتبۀ اكثر نوع انسان از طواف خانه اصلى قاصر است امر شد به ايشان كه:
متشبّه به انسان شوند در طواف خانه مكّه.
«فانّ من تشبّه بقوم فهو منهم».يعنى:«هر كه خود را شبيه به قومى كند از ايشان محسوب است».
پريشان نيستى مىگو پريشان.
و چون به نزد حجر الأسود آيد كه آن را ببوسد متذكّر اين شود كه:آن به جاى دست خداست در زمين و عهود بندگان در آن است.
از حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-مروى است كه:«حجر الأسود دست خداست در ميان خلق،كه آن بندگان مصافحه مىكنند با او چون مصافحه بنده با آقا يا دخيل كسى با كسى». [٢]
از حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-مروى است كه:«چون خداى-تعالى- عهود از بندگان خود گرفت امر فرمود به حجر الأسود تا آن را فرو برد.پس،از اين جهت
[١] محجة البيضاء،ج ٢،ص ٢٠٢.
[٢] بحار الأنوار،ج ٩٩،ص ٢٢٥،ح ٢٢.(با اندك تفاوتى).