معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٨٢ - امورى كه هنگام توجّه به حجّ بايد مراعات شود
اوّل اينكه:نيّت خود را از براى خدا خالص كند به نحوى كه شايبۀ هيچ غرضى از اغراض دنيويّه در آن نباشد.و هيچ باعثى بر حجّ،جز امتثال امر الهى نداشته باشد.پس نهايت احتياط كند كه مبادا در خفاياى دل او نيّتى ديگر باشد از ريا و يا احتراز از مذمّت مردم به سبب نرفتن حجّ،يا خوف از فقر و بر تلف شدن اموال،-چونكه مشهور است كه:تارك الحجّ مبتلا به فقر و ادبار مىشود-.يا قصد تجارت و شغل ديگر،زيرا همۀ اينها عمل را از قربت و اخلاص،خالى مىكند.و مانع از مراتب ثواب موعود مىگردد.و چه احمق كسى است كه:متحمّل اين همه اعمال شاقّه كه واسطۀ تحصيل سعادت ابدى گردد به جهت خيالات فاسده كه به جز خسران فايده ندارد.
دوّم آنكه:از گناهانى كه كرده توبه خالص كند.و حقّ النّاس كه در ذمّه او باشد خود را برىء الذّمّه سازد.و دل از همۀ علايق بكند،تا دل او بالكلّيّه متوجّه خدا شود.و بايد چنان تصوّر كند كه:از اين سفر برنخواهد گشت.و وصيّت خود را مضبوط سازد و آمادۀ سفر آخرت گردد،زيرا اصل اين سفر نيز از جمله تدارك خانه آخرت است.و بايد در وقت بيرون آمدن از براى سفر حجّ و قطع علاقه از وطن و اهل و عيال و مال و اموال، ياد آورد زمانى را كه:قطع علاقه از اينها خواهد نمود به جهت سفر آخرت.
سوّم آنكه:در وقت ارادۀ سفر،متذكّر عظمت خانه و صاحب خانه گردد،و به ياد آورد كه:او را در اين وقت،ترك اهل و عيال و مفارقت از مال و جاه و دورى دوستان و مهاجرت از اوطان را اختيار كرده به جهت قصد امرى رفيع الشّأن عظيم القدر.
يعنى:زيارت خانهاى كه خدا آن را مرجع مردم قرار داده.
پس بداند كه:اين سفر،مثل ساير سفرهاى دنيا نيست.و متذكّر گردد كه:چه امرى اراده كرده است و رو به چه جايى آورده و قصد زيارت كه را دارد.و بداند كه:او متوجّه است به زيارت آستانۀ حضرت مالك الملك و از جمله كسانى است كه منادى پروردگار او را صلاى دعوت داده و او به جان و دل قبول نموده.پس قطع علايق و تبرّك خلايق كرده رو به خانه رفيع القدر عظيم الشّأن آورده تا دل خود را في الجمله به ملاقات خانه تسلّى دهد و آن را وسيله وصول به غايت آمال،كه لقاى جمال جميل ايزد-متعال-باشد،سازد.
چهارم آنكه:دل خود را فارغ سازد از هر چيزى كه در راه يا مقصد،دل او را مشغول مىسازد و خاطر او را پريشان مىكند،از:معامله و تجارت و نحو اينها،تا دل او مطمئن بوده متوجّه ياد خدا باشد.
پنجم آنكه:سعى كند كه توشۀ سفر و خرجى راه او از ممرّ حلال باشد.و در آن وسعت دهد امّا نه به حدّى كه به اسراف منجرّ شود.و مراد از«اسراف»،آن است كه: