معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٥٢ - طريقه تحصيل اسباب و آداب باطنيّه نماز
و مسخّر بودن آن در تحت قدرت پروردگار خود،و عجز آن از نفع و ضرر خود.و از اين دو معرفت،مسكنت و خشوعى حاصل مىشود كه آن را«تعظيم»گويند.
و امّا هيبت و خوف:پس آن حالتى است كه از براى نفس مىشود از شناختن قدرت خدا و نفاذ امر و بىنيازى او،و اينكه:اگر اوّلين و آخرين را هلاك سازد ذرّهاى از مملكت او نقصان نمىپذيرد.و تذكّر آنچه بر انبيا و اوليا رسيد از انواع مصائب و بلايا با وجود قدرت خدا بر دفع آنها.و هر چه معرفت به خدا و صفات جلال و جمال او زياد مىشود خشيت و هيبت بيشتر مىگردد.
و امّا اميد و رجا:پس سبب آن معرفت لطف و كرم خدا و كثرت انعام و احسان اوست.و شناختن صدق وعده او در عطاها و اجر و ثوابى كه از براى نماز گزاران مقرّر فرموده.
و امّا حيا:پس سبب آن قصور تقصير خود در عبادات،و دانستن عجز خويش از اداى حقّ تعظيم الهى و معرفت عيوب نفس خود و آفتهاى آن و به خاطر آوردن خباثت باطن و ميل به حظوظ فانيه دنيا و علم به اينكه خدا بر همه بواطن امور و خطرات قلب عالم است.
و چون در آدمى اين معارف حاصل شد بالضّرورة حالتى در او يافت مىشود كه:
آن را«حيا»گويند.
و چون اسباب آداب باطنيه را دانستى بدان كه اين آداب،كه عبارت است از:
حضور قلب و فهميدن معنى آنچه مىگويد و تعظيم و هيبت و اميد و حيا،حاصل نمىشود مگر به تحصيل اسباب اينها.
طريقۀ تحصيل اسباب و آداب باطنيه نماز:
اوّل:معرفت خدا و شناختن جلال و عظمت او،و انتهاى همۀ چيزها به او،و دانستن اينكه:علم او به همۀ ذرّات كائنات و اسرار بندگان محيط است.و يقين داشتن به اين مراتب.
دوّم:فراغ دل،و خالى بودن آن از جميع مشاغل دنيويه و وساوس باطلۀ شيطانيّه.و هيچ چيز دل را چنان از نماز غافل نمىكند كه افكار فاسده و پريشانى خاطر و غفلت جماعت مؤمنانى كه يقين به خدا و عظمت و جلال او دارند در حال نماز نيست مگر به سبب تفرّق خاطر و پريشانى فكر.
پس دواى كلّى از براى حضور قلب،دفع اين وساوس و خواطر است.و دفع اينها نمىشود مگر به دفع اسباب آنها.