معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٣٣ - صبر حضرت ايّوب(ع)
مصيبت از او فوت شد به عنوان عاريت در نزد او بود و از او پس گرفته شده.و امّا سوختن دل و تنگى سينه و جارى شدن اشك از ديده،كه از مقتضاى بشريّت است بنده را از حدّ صبر بيرون مىبرد.
مروى است كه:«چون إبراهيم پسر حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-وفات كرد، اشك از چشم مبارك حضرت جارى شد.شخصى عرض كرد كه:آيا شما منع نمىفرموديد ما را از امثال اين؟حضرت فرمود:اين ترحّم و مهربانى است.و خدا رحم مىكند مهربانان بندگان خود را». [١]
و فرمود:«چشم،اشك مىريزد و دل مىسوزد.و سخنى سر نمىزند كه پروردگار را به غضب آورد». [٢]
بلكه اينها نيز از مقام رضا آدمى را بيرون نمىبرد.همچنان كه مريض به قصد و حجامت راضى و خوشنود است و ليكن از درد و ألم متأثّر مىشود.امّا كمال صبر آن است كه:درد و مصيبت خود را پوشيده دارد و اظهار آن را نكند.
حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-فرمود كه:«هر كه شبى را به مرض بگذراند و قبول كند آن را و شكر خدا را أدا كند مانند كسى است كه:شصت سال عبادت كند.
شخصى عرض كرد كه:قبول آن چگونه است؟فرمود:بر آن صبر مىكند و خبر نمىدهد از آنچه بر او گذشت.و چون داخل مىشود به صبح،حمد مىكند خدا را بر آنچه از براى او بود». [٣]
و در بعضى اخبار رسيده كه:«شكايت،آن است كه:بگويد بر من شبى گذشت كه احدى را نگذشت.يا مبتلا شدم به آنچه كسى مبتلا به آن نشده است.و امّا گفتن اينكه:
ديشب بيدار بودم،يا امروز تب دارم،داخل شكايت نيست». [٤]
و از آنچه گفتيم روشن شد كه:كراهت مصائب،منافاتى ندارد با صبر.بلكه از براى بنده مرتبهاى بالاتر از آنچه مذكور شد هست و آن اين است كه:از آنچه بر او وارد شود لذّت يابد.و در هر حالتى شاد و مسرور باشد،زيرا آدمى بعد از آنكه به مرتبه أنس به خدا فائز گرديد و أنوار محبّت او بر سراچۀ دل او پرتو افكند و از جام محبّت،شراب صفوت نوشيد،از آنچه از محبّت او به او مىرسد راضى و شاكر،و مطلوب او رضاى دوست اوست.و هر چه از جانب او مىرسد به آن خشنود و فرحناك است.و از
[١] محجة البيضاء،ج ٧،ص ١٢٩.
[٢] سنن ابن ماجه،ج ١،ص ٥٠٦،خ ١٥٨٩.
[٣] محجة البيضاء،ج ٧،ص ١٢٨.
[٤] محجة البيضاء،ج ٧،ص ١٢٨.