معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨١٥ - صبر و شكيبايى
پس اگر غلبه از طرف عقل باشد و چنان مستقلّ باشد كه بالكليّه لشكر شيطان را مخذول گرداند كه ديگر از براى ايشان قوّۀ نزاع نماند در اين وقت نفس در مقام اطمينان مستقرّ مىشود.و از پس پردههاى جمال مطلق به خطاب مستطاب:
« يٰا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ اِرْجِعِي إِلىٰ رَبِّكِ رٰاضِيَةً مَرْضِيَّةً »[١]،سرافراز مىگردد.
و اگر غلبه با حزب شيطان باشد و چنان لشكر الهى را مغلوب سازند كه ديگر قوّۀ مقاومت از براى او نماند.و از براى ايشان در جدّ و اجتهاد مأيوسى حاصل گردد،در اين هنگام نفس شريفه قدسى را كه سرّ الهى و امانت خدايى است به لشكر شيطان تسليم مىكند.مانند كسى كه عزيزترين فرزندان خود را كه به جميع كمالات آراسته باشد به دست خود تسليم دشمنان كافر نمايد تا او را در مقابل او مانند گوسفند ذبح كنند و در حضور او به آتش بسوزانند.
بلكه به چندين مراتب،حال او از چنين شخصى بدتر خواهد بود.و اگر هيچ طرف، غالب نگردد بلكه نزاع ميان ايشان قائم باشد،گاهى غلبه از اين طرف باشد و زمانى از آن طرف چنين نفسى هنوز در مقام مجاهده است.و بايد اميدوار به لطف پروردگار باشد.چنانچه خداى-تعالى-مىفرمايد:
« خَلَطُوا عَمَلاً صٰالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللّٰهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ ».يعنى:«اعمال نيك و بد را به هم سرشتهاند و شايد خدا ايشان را به سوى خود بازگرداند». [١]
و مخفى نماند كه:باعث صبر در بلايا و محن چند چيز مىشود:
اوّل:اظهار قوّت نفس و اطمينان دل در نزد مردم تا در نزد ايشان پسنديده و قوى دل محسوب شود.
همچنان كه منقول است كه:«معاويه در مرض موت خود اظهار بشاشت و خرّمى مىنمود.و از شكايت و ناله احتراز مىكرد و مىگفت:
و تجلّدى للشّامتين اريهم
انى لريب الدهر لا اتضعضع
يعنى:جرأت و مردانگى من از براى شماتت كنندگان از آن است كه:به ايشان بنمايم كه من از حوادث روزگار متزلزل نمىگردم. [٢]
و اين مرتبه صبر عوام است،كه همين ظاهر حيات دنيا را مىشناسند و از عالم آخرت غافلاند.
[١] توبه،(سورۀ ٩)،آيۀ ١٠٢.
[٢] جامع السعادات،ج ٣،ص ٢٨٤.