معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٠٢ - حكمتهاى نهفته در دانه گندم
و بعضى ديگر را به جهت دفع كسى كه مانع از تحصيل غذا باشد آفريد.پس بعضى حيوانات را شاخ داد.و برخى را دندان عطا فرموده.و پارهاى را چنگال ارزانى داشت.و بعضى ديگر را نيش كرامت كرد.و از براى انسان،اسلحه آفريد.
و بعضى ديگر از اعضا را به جهت بر گرفتن غذا مقرّر فرمود،چون:دست از براى انسان.و منقار از جهت مرغان.و دهان از براى ساير حيوانات،-فسبحانه سبحانه جلّ شأنه-.و از براى هر يك از اين اعضا،اسباب بىنهايت و حكمتهاى بىغايت است كه بيان آنها در قوّۀ احدى نيست.
فصل:حكمتهاى نهفته در دانه گندم
عمدۀ آنچه چيزى خوردن بر آن موقوف است غذاهاى خوردنى است.و در خلق آنها عجايب بسيار،و اسباب بىشمار است،كه از حيّز شرح بيرون.و اطعمهاى كه خداوند رءوف آفريده عدد آنها از حدّ و حصر افزون است.و ما همه را مىگذاريم و دست به يك دانه گندم مىزنيم و اندكى از اسباب و حكمتهاى آن را بيان مىكنيم.
پس بدان كه:حكيم على الإطلاق،در دانۀ گندم قوّهاى آفريد كه مانند انسان غذاى خود را كه آب باشد به خود مىكشد.پس نموّ آن موقوف است بر اينكه:در زمينى باشد كه در آن باشد.و بايد زمين سستى باشد كه هوا در خلل و فرج آن داخل شود.پس اگر تخم آن را در زمين سخت بريزند سبز نمىشود.و چون نموّ آن به هوا موقوف بود و هوا به خودى خود به سوى آن حركت نمىنمود و در آن نفوذ نمىكرد لهذا باد را آفريد تا هوا را حركت داده خواهى نخواهى آن را در گياهها نفوذ دهد.و چون محض همين در نموّ آن كافى نبود،زيرا سرماى مفرط مانع از نموّ كامل آن بود لهذا بهار و تابستان را خلق كرد تا به حرارت اين دو فصل،زرع و ثمر نموّ نمايد.
پس اين چهار سبب است كه:نموّ دانه گندم به آنها محتاج است.و چون سير آبى زمين زراعت از آب درياها و رودخانهها و چشمهها،به كشيده شدن آن از نهرها و جويها موقوف بود،اسباب همه را آفريد و ما يحتاج همه را خلق كرد.و چون بسيارى از زمينها بلند بود كه آب چشمه و كاريز به آن نمىنشست،ابرهاى آبكش را به وجود آورد و بادهاى راننده را بر آنها گماشت تا آنها را به اطراف عالم بدوانند.و در اوقات خاصّه به قدر حاجت آبهاى خود را به زمينها افشانند.و بر روى زمين كوههاى بسيار قرار داد تا چشمههاى آن را محافظت كنند كه به تدريج به قدر ضرورت بيرون آيند،كه اگر نه چنين بودى همۀ آبها به يك دفعه بر روى زمين جارى شدى،و عالم را ويران و خراب ساختى.