معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٠٩ - وجوه ادراك آدمى و اقسام موجودات
آه از اين صفرائيان [١] بىهنر
چه هنر زايد ز صفرا؟دردسر!
اين نه مرداناند اينها صورتاند
مردۀ نانند و كشته شهوتاند
صفت بيست و هفتم:مذمت كراهت و شرافت ضدّ آن(محبّت)
كه عبارت است از:تنفّر طبع از چيزى كه دريافتن آن،سبب المى و تعبى گردد.و چون كراهت،قوّت گيرد آن را مشقّت گويند.و كراهت،يا از چيزى است كه ميل و شوق و محبّت به آن شرعا و عقلا ممدوح و مستحسن است.يا از چيزى است كه چنين نيست.و آنچه از اخلاق رذيله است قسم اوّل است نه دوّم.بلكه بعضى از اقسام دوّم از صفات فاضله است.
و ضدّ كراهت،محبّت است.و آن عبارت است از:ميل و رغبت طبع به چيزى كه دريافتن آن سبب لذّت و راحت باشد.پس كراهت و محبّت هر چيزى لازم دارد معرفت و ادراك آن چيز را.و بدون معرفت آن،اگر چه في الجمله باشد كراهت و محبّت متصوّر نيست.از اين جهت است كه صفت محبّت و كراهت در جمادات-چون سنگ و كلوخ و در و ديوار-نيست،زيرا كه:آنها را ادراك نيست.
پس هر چيزى كه ادراك آن مخالف طبع باشد و طبع را از ادراك آن المى باشد آن چيز را مكروه مىگويند.و هر چيزى كه در ادراك آن لذّتى و راحتى باشد آن چيز را محبوب نامند.و چيزى كه در آن هيچ تأثيرى نكند و موجب هيچ يك از الم و راحت نگردد آن نه محبوب است و نه مكروه.و چون دانستى كه هر يك از كراهت و محبّت، فرع ادراك و فهميدن،و تابع آناند.
وجوه ادراك آدمى و اقسام موجودات
پس بدان كه:ادراك آدمى بر چند وجه است:زيرا كه موجودات يا محسوساتاند يا غير محسوسات.و محسوسات بر پنج نوعاند:
اوّل:آنچه به چشم ادراك مىشود،چون صورتهاى حسنه و آب روان و سبزه و روشنايى.و لذّت و راحت آدمى از ادراك اينها به ديدن است.
دوّم:آنچه به گوش ادراك مىشود،چون آوازهاى خوب و نغمههاى موزون.لذّت و راحت يافتن از اينها به شنيدن است.
سوّم:آنچه به قوّه شامّه ادراك مىشود،چون بويهاى خوش و نسيمهاى معطّر.و
[١] اهل هوى و هوس.