معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٠٦ - مطالعه احوال صالحين سلف
آورد و به عبادت اشتغال نمود تا طلوع صبح،و نماز صبح را خواند و نشست به دعا خواندن،كه اندكى چشم او ميل به خواب كرد گفت:خدايا پناه مىبرم به تو از چشمى كه پر خواب مىكند». [١]
و در آثار رسيده كه:«مردى با زنى تكلّم كرد و دست بر ران او گذاشت و دفعة هشيار شده ندامت به او روى داد دست خود را بر آتش نهاد تا همه گوشت آن برفت». [٢]
«و ديگرى به زنى نگاه كرد،همان دم آگاه شد چنان مشتى بر چشم خود زد كه كور شد». [٣]
«و شخصى ديگر نگاه به نامحرمى نمود پس با خود قرار داد بست كه تا زنده است آب سرد نياشامد پس آب را گرم كردى و نوشيدى». [٤]
يكى از بزرگان به غرفهاى گذشت،از كسى پرسيد كه:«اين غرفه را كى ساختهاند؟ پس با خود عتاب كرد كه اى نفس!تو را با سئوالى كه از براى تو فايده ندارد چكار؟و به عقوبت اين سؤال يك سال متوالى روزه گرفت». [٥]
و ديگرى پرسيد كه:«فلان شخص چرا خوابيده است؟و به اين سبب يك سال، خواب را بر خود حرام كرد». [٦]
«ابو طلحه انصارى[١] باغى داشت روزى در آنجا نماز مىكرد در آن حال،مرغى شروع به خواندن كرد و دل او مشغول آواز آن شد.گفت:باغى كه مرا از حضور قلب در نماز باز دارد به كار من نمىآيد آن را فروخت و قيمت آن را تصدق كرد». [٧]
شخصى مشغول امرى شد تا جماعت نماز عصر از او فوت شد به اين سبب دويست هزار درهم تصدق نمود». [٨]
«شخصى ديگر نماز مغرب را تأخير كرد تا دو ستاره نمايان شد،بدان جهت دو بنده
[١] احياء العلوم،ج ٤،ص ٣٥٠.
[٢] احياء العلوم،ج ٤،ص ٣٤٧.
[٣] احياء العلوم،ج ٤،ص ٣٤٧.
[٤] احياء العلوم،ج ٤،ص ٣٤٧.
[٥] احياء العلوم،ج ٤،ص ٣٤٧.
[٦] احياء العلوم،ج ٤،ص ٣٤٧.
[٧] احياء العلوم،ج ٤،ص ٣٤٧.
[٨] احياء العلوم،ج ٤،ص ٣٤٨.