معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦١٧ - مواضعى كه غيبت در آنها جايز است
اول آنكه:با وجود آنكه اعتقاد به خدا-جلّ جلاله-و پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله- داشته باشد در اصل عبادات واجبه خود ريا كند،مثل اينكه:در خلوت،تارك الصّلوة و تارك الصّوم و تارك الزّكوة باشد و چون در حضور مردم اتفاق افتد نماز بخواند.و اگر در ماه مبارك رمضان صبح تا شام در مجمعى بايدش بود روزه بدارد.و اگر كسى بر مال زكوتى او مطلع گردد از ترس مذمّت آن شخص،زكوة بدهد.و در حضور مردم با والدين خود حسن سلوك بجا آورد،و در غياب مردم،با ايشان بىادبى و بدسلوكى نمايد.و بر اين قياس اين شخص اگر چه در زمره كفار محسوب نباشد و ليكن بدترين اهل اسلام و نزديكترين ايشان به كفار است.
دوم آنكه:در عبادات واجبۀ خود مرتكب ريا نگردد و ليكن در اصل عبادات مستحبّه ريا كار باشد،مثل اينكه:در خلوت نوافل شبانه روزى و نماز شب و روزههاى سنتى را به جا نياورد اما در حضور مردم رغبت به اين افعال داشته باشد.و مثل اين است بلند گفتن تسبيح و تهليل در مجالس.و همچنين در عيادت بيماران و مشايعت جنازه به قصد ريا.و اين شخص،اگرچه از شخص اول بهتر است و ليكن باز هالك و با اوّل در شرك شريك است.
سوم آنكه:ريا در وصف عبادات كند نه در اصل آنها،مثل اينكه:ركوع و سجود و ساير افعال نماز را در حضور مردم به قصد حصول اعتبار بهتر بجا آورد و از آنچه در خلوت مىكند و مثل اينكه در تعزيه يا ذكر حديثى گريه به او دست دهد اشك خود را پاك نكند به قصد آنكه مردم او را ببينند،و امثال اينها.و صاحب اين مرتبه نيز هالك،و به نوعى از شرك مبتلا است.
و اما قسم سوم،كه ريا در غير عبادت باشد،پس يا در مباحات است،مثل تنظيف لباس،از براى اينكه مردم او را پاكيزه دانند.يا پوشانيدن عيبى از بدن خود تا مردم او را متّصف به آن ندانند،و امثال آن.يا در محرمات است،و آن پنهان داشتن گناهان و عيوب خود است،تا مردم او را فاسق ندانند.
فصل:مفاسد اقسام ريا و احكام آنها
چون،اقسام ريا را دانستى بدان كه:
قسم اول،كه ريا در ايمان باشد-همچنان كه گذشت-بدترين اقسام ريا،و از افراد كفر است.بلكه بدتر از كفر و شديدتر از آن است.
و اما قسم دوم،كه ريا در عبادات بوده باشد،همه انواع آن حرام،و از گناهان عظيمه است.و صاحب آن مغضوب درگاه پروردگار،و ممنوع از وصول به سعادات.و