معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٥٩ - معنى و حقيقت غيبت
يا در صفات و افعال و اقوال او باشد مثل اينكه بگويى:بد خلق،يا بخيل،يا متكبّر،يا جبان،يا ريا كار،يا دروغگو،يا دزد،يا ظالم،يا پرگو،يا پرخور،يا بىوقت به خانه مردم مىرود،و نحو اينها است.
يا در چيزى باشد كه متعلق به او باشد از:لباس،يا خانه،يا مركب.چنانكه بگوئى:
جامه فلان كس چركين است.يا خانه او چون خانه يهودان است.يا عمامه او مثل گنبدى است،يا بقدر گردوئى است.يا كلاه او دراز است.يا مركب او«جلف» [١] است.و امثال اينها.
و همچنين در ساير امورى كه منسوب به او باشد و به بدى ياد شود كه اگر آن را بشنود ناخوشش آيد.
همچنان كه حديث نبوى به آن دلالت مىكند،فرمود:«آيا مىدانيد كه غيبت چه چيز است؟عرض كردند:خدا و رسول او داناتر است.فرمود:آن است كه:ياد كنى برادر خود را به چيزى كه او را ناخوش آيد.شخصى عرض كرد كه:اگر آن صفت با او باشد باز بد است؟فرمود:اگر باشد غيبت است و الاّ بهتان است». [٢]
«و نام مردى در خدمت آن حضرت برده شد،شخصى عرض كرد كه:چه عاجز است.حضرت فرمود:غيبت رفيق خود را كردى». [٣]
و روزى اسم زنى مذكور شد عايشه گفت:كوتاه قد است.جناب رسول-صلّى اللّه عليه و آله-فرمود:او را غيبت كردى». [٤]
و زنى ديگر مذكور شد عايشه گفت:«آن دامن بلند است.حضرت فرمود:بيفكن از دهن خود،پس پاره گوشتى از دهن او افتاد». [٥]
روزى يكى از اصحاب به ديگرى گفت:«فلان شخص بسيار خواب است.حضرت فرمود:گوشت برادر خود را خوردى». [٦]
و آنچه در بعضى از احاديث وارد شده كه:پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-يا بعضى از ائمّه-عليهم السّلام-مذمّت بعضى از اشخاص معيّنه را فرمودهاند،يا از براى بيان احكام الهى بوده يا از طوايفى بودهاند كه غيبت آنها مستثنى است،چنانچه مذكور خواهد شد.
[١] ميان تهى(لاغر).
[٢] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ٢٢٢،در بيان ح ١.
[٣] احياء العلوم،ج ٣،ص ١٢٥.و مجمع الزوائد،ج ٨،ص ٩٤.و محجة البيضاء،ج ٥،ص ٢٥٦.
[٤] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ٢٢٤،در بيان ح ١.
[٥] جامع السعادات،ج ٢،ص ٢٩٤.
[٦] جامع السعادات،ج ٢،ص ٢٩٤.و محجة البيضاء،ج ٥،ص ٢٦٠.(با اندك تفاوتى).