معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٣٩ - مذمت عيبجويى كردن
اهل و عيال او نگاهدارى.و چون در خانه نباشد غافل از خانه او نشوى.و با اولاد او لطف و مهربانى كنى.و به آنچه مصلحت دين و دنياى او باشد،او را ارشاد نمائى.و اگر از تو يارى خواهد او را يارى كنى.و اگر قرض طلبد او را قرض دهى.و بناى خانه خود را بدون اذن او بر او بلند نگردانى،كه هواى خانه او را حبس كند.و چون از اطعمه لذيذه به خانه آورى،از براى او بفرستى،و اگر نفرستى پنهان كنى،تا اطفال او مطلع نشوند و خواهش داشته باشند و نتوانند.و امثال اينها.
و مخفى نماند كه:در شناختن همسايگى،رجوع به عرف مىشود،يعنى:هر كه را متعارف باشد كه همسايه گويند،اين حقوق از براى او ثابت است.
و از بعضى اخبار مستفاد مىشود كه:«از چهار طرف خانه تا چهل خانه همسايه هستند». [١]
صفت نهم:مذمت عيبجوئى كردن
و اين،از علامات خباثت نفس و عيبناك بودن صاحب آن است،چون هر عيبدارى طالب اظهار عيوب مردم است.بلكه هر كه در آيات و اخبار ائمه اطهار -سلام اللّه عليهم-تتبّع داشته باشد،بر او معلوم مىشود كه:هر كه در صدد عيبجوئى مردم و رسوا كردن ايشان است،خبيثترين افراد انسان،و رذلترين ايشان است.
خداوند عالم-جلّ شأنه-مىفرمايد:« إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفٰاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِيمٌ ».يعنى:«به درستى كه:كسانى كه دوست دارند اعمال ناشايست از مؤمنين ظاهر گردد،از براى ايشان آماده است عذاب دردناك». [٢]
از حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-مروى است كه فرمودند:«هر كه ظاهر كند عمل ناشايست كسى را،مثل آن است كه خود به جاى آورده باشد.و هر كه سرزنش كند مؤمنى را به چيزى،نميرد تا خود به آن مبتلا گردد». [٣]
كسى كو با كسى بدساز گردد
بدو روزى همان بد باز گردد
روزى آن سرور بر منبر برآمد،و به صداى بسيار بلند كه زنان در خانههاى خود مىشنيدند،فرمود:«يا معشر من اسلم بلسانه و لم يسلم بقلبه».يعنى:اى گروهى كه به زبان، اسلام آوردهايد،و دل شما از مسلمانى خالى است،تجسّس لغزشها و عيوب مسلمين را نكنيد به درستى كه:هر كه در صدد و عيبجوئى مسلمانان باشد،خدا عيبجوئى او را
[١] كافى،ج ٢،ص ٦٦٩،ح ٢.
[٢] نور،(سورۀ ٢٤)،آيۀ ١٩.
[٣] كافى،ج ٢،ص ٣٥٦،ح ٢.