معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٣ - مقابل هم بودن اوصاف رذيله و صفات فاضله
نيست مگر بر يك نهج،و از براى انحراف از آن مناهج بىشمارى است.
و اين است سبب در اينكه اسباب بدى و شر بيشتر است از اسباب و بواعث خير و نيكى.و از آنجا كه پيدا كردن يك چيز معين در ميان امور غير متناهيه مشكل،و وسط را يافتن فيما بين اطراف متكثّره مشكلتر است،پس استقامت بر آن و ثبات در آن «اصعب» [١]از هر دو است،و لهذا جستن وسط از ميان اخلاق،كه آن حد اعتدال است و استقامت بر آن،در غايت صعوبت است.و از اين جهت است كه:بعد از آنكه سورۀ «هود»به برگزيده معبود نازل شد،و در آنجا امر به آن بزرگوار شد كه:
« فَاسْتَقِمْ كَمٰا أُمِرْتَ »يعنى:«بايست و ثابت باش همچنانكه تورا امر فرمودهايم». [٢]
فرمود:«شيّبتنى سورة هود»يعنى:«پير كرد مرا سوره هود». [٣]
و مخفى نماند كه وسط بر دو قسم است:حقيقى و اضافى.حقيقى آن است كه نسبت به آن،طرفين حقيقتا مساوى بوده باشد.مثل نسبت چهار به دو و شش.و وسط اضافى آن است كه نزديك به حقيقى باشد عرفا.و بعضى تفسير نمودهاند به اينكه نزديكتر چيزى است به وسط حقيقى كه ممكن است از براى نوع يا شخص.و وسطى كه در علم اخلاق معتبر است و امر به استقامت و ثبات بر آن شده آن وسط اضافى است، زيرا كه يافتن وسط حقيقى و رسيدن به آن متعذر،و استقامت و ثبات بر آن غير ميسّر است.و چون معتبر،وسط اضافى است و اختلاف آن ممكن است،به اين جهت است كه:اوصاف حميده گاه به اختلاف اشخاص و احوال و اوقات مختلف مىشود.پس بسا باشد مرتبهاى از مراتب وسط اضافى فضيلت باشد به نظر شخصى يا حالى و وقتى،و رذيله باشد نسبت به غير آن.
فصل هفتم:مقابل هم بودن اوصاف رذيله و صفات فاضله
از آنچه گفتيم معلوم شد كه:در برابر هر صفت نيكى،اخلاق رذيله غير متناهيهاى از دو طرف افراط و تفريط است و ليكن هر يك را اسم معين و نام عليحدهاى نيست،بلكه شمردن جميع ممكن نيست،و شمارش تعداد جميع در شأن علم اخلاق نيست،بلكه وظيفه آن بيان قاعده كليه آن است كه جميع در تحت آن مندرج باشند.
و قاعده كليه،آن است كه:دانستى كه اوصاف حميده،حكم وسط را دارند،و انحراف از آنها به طرف افراط يا تفريط-هر يك كه باشد-مذموم است،و از اخلاق
[١] سختتر،دشوارتر.
[٢] هود،(سورۀ ١١)،آيه ١١٢.
[٣] مجمع البيان،ج ٣،ص ١٤٠(با اندك تفاوتى).