معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٢٠ - مختصرى از محرّمات شايعه در ميان مردم
يعنى اعمال ناشايسته كه شامل حرام و مكروه است بسيار است.و آنچه در امثال اين روزگار در ميان مردم شايع شده و رسوم ايشان بر آنها جارى گشته بىشمار،و احصاء آنها به طريق تفصيل ممكن نيست.و مجمل آنها نيز بسيار است.از آن جمله اعمالى است كه:غالب آن است كه در مساجد مىباشد،مثل:اخلال به واجبات نماز و بعضى افعال آن،چون ترك«طمأنينه» [١] در ركوع و سجود.و تأخير نماز از وقت آن.و نجاسات داخل مسجد نمودن.و در آنجا سخن دنيا گفتن.و خريد و فروش كردن.و ديوانگان و اطفال در آنجا بازى كردن.و غنا كردن در قرآن و غلط خواندن آن.و حاضر شدن زنان و نظر كردن ايشان به مردان.و نظر كردن مردان به ايشان.و داخل شدن جنب و حايض در آن.و غنا كردن مؤذّنين-در اذان-و تعزيه خوانان و ساير خوانندگان.
و پيش از وقت اذان گفتن.و حديث دروغ در موعظه يا تعزيه نقل كردن.و فتوى دادن غير اهل.و در وعظ و نقل حديث ريا كردن و قصد خودنمائىكردن،و امثال اينها.و همه اينها افعال ناشايسته است كه بعضى از آنها حرام و بعضى مكروه است.
و هر كه بر حرام آنها مطّلع شد نهى از آن بر او واجب،و هر كه بر مكروه آنها مطّلع گرديد نهى از آن بر او مستحب است.
و از آن جمله،اعمال ناشايستى است كه:بيشتر در بازارها روى دهد،چون:دروغ گفتن در معاملات.و پنهان كردن عيب متاع.و قسم دروغ.و نزاع كردن.و فحش و دشنام و طعن و لعن و كم فروشى و معاملات فاسده.و داخل شدن در خريد و فروش برادر مؤمن خود.و رباخوردن،و غير اينها.
و از آن جمله،افعال منكرهاى است كه در كوچهها و«شوارع» [٢] است،چون:ستونها در ميان راه گذاردن.و دكّه و تختگاه ساختن،كه باعث تنگى راه شود،يا متصل به ملك غير كند.و راه بر مردم تنگ كردن به گذاردن طبقهاى اطعمه يا هيمه و چارپا بستن.و بار هيمه و خار و خس و نجاست بردن به نوعى كه مردم متأذّى شوند،مگر اينكه ديگر راهى نباشد.و چارپايان را زياده از قدر طاقت بار كردن.و در ميان راه ذبح كردن،و خون و سرگين در آنجا ريختن.و خاكروبه و خاكستر و امثال آن افكندن.و آب پاشيدن،به نوعى كه:موجب لغزش پاباشد.و ناودان در كوچههاى تنگ گذاردن،كه ضرر آن به مارّه رسد.و سگ گزنده بر در خانههايى كه بر سر راه باشد بستن،و امثال اينها.
و همچنين معاصىاى كه در حمّامها و كاروانسراها و مجلسها و مدرسهها و رباطها
[١] سكون و آرامش.
[٢] جمع«شارع»است،يعنى:خيابانها.