معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٧٩ - برگشت اثر هر ظلمى،به خود ظالم يا به اولاد او
شهى كه حفظ رعيت نگاه ميدارد
حلال باد خراجش كه مزد چوپانى است
و گر نه راعى خلق است زهر مارش باد
كه هر چه ميخورد از جزيۀ مسلمانىست
و نيز از آن حضرت مروى است كه فرمود:«هر كه بدى كند با مردمان و بر ايشان ستم روا دارد،او را ناخوش نيايد،چون به او بدى كنند و ستمى به او رسد،چون فرزند آدم،آنچه را مىكارد مىدرود و هيچ كس از تخم تلخ،ميوۀ شيرين برنمىدارد.و تخم شيرين،بار تلخ نمىدهد». [١]
اگر بد كنى چشم نيكى مدار
كه هرگز نيارد گز،انگور بار
مپندارم اى در خزان كشته جو
كه گندم ستانى به وقت درو
چه عجب نيست از بسيارى از أبناء زمان،كه انواع ظلم و ستم از ايشان به بيچارگان مىرسد!و اگر روزى ورق زمانه برگردد و دست ايشان از ظلم كوتاه شود،و روزگار در صدد مكافات برآيد،آه و ناله ايشان از ثريا مىگذرد.و زبان شكوه خالق و خلق را مىگشايد.و بر كسانى كه اگر شفاعت مظلومى را در نزد ايشان مىكرد به هيچ گونه قبول نمىكردند،اعتراض مىكنند و ايشان را ملامت و سرزنش مىنمايند كه آخر،چنين ظلمى بر ما مىشود،و تو چنين ساكت نشستهاى!چرا گريبان چاك نمىكنى و بر سر، خاك نمىريزى و شورش و غوغا نمىنمائى؟! ببرى مال مسلمان و چو مالت ببرند
بانگ و فرياد بر آرى كه مسلمانى نيست
برگشت اثر هر ظلمى،به خود ظالم يا به اولاد او
و غافل است از اينكه:هر ظلمى كه از كسى سرزد،البته روزگار،اثر آن را به او مىرساند.
همچنان كه حضرت صادق-عليه السّلام-فرمودند كه:«هركه ستم كند،خداوند عالم مسلط مىسازد بر او كسى را كه ظلم كند بر او،يا بر اولاد او،يا بر اولاد اولاد او.
(بلى:كجا با عدل خداوند عادل جمع مىشود كه:زبر دستى،زير دستى را بيازارد،و دست آن بيچاره از مكافات او كوتاه باشد.و حضرت ملك الملوك بر آن مطلع باشد و در صدد انتقام او برنيايد؟!
[١] كافى،ج ٢،ص ٣٣٤،ح ٢٢.