معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٥٧ - حسد و مفاسد آن
از راحت بندهاى از بندگان خدا،كه هيچ ضررى به او نداشته باشد.و از اين جهت آيات و اخبار بىنهايت در مذمّت اين صفت وارد شده است.چنان كه خداى-تعالى-در مذّمت قومى مىفرمايد:
«أَمْ يَحْسُدُونَ النّٰاسَ عَلىٰ مٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ » يعنى:«آيا حسد مىكنند مردمان را بر آنچه خداى-تعالى-از فضل خود بر ايشان عطا فرموده؟». [١]
از حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-مروى است كه:«حسد،مىخورد اعمال حسنه را،همچنان كه آتش هيزم را مىخورد». [٢]
و از آن حضرت منقول است كه:«پروردگار عالم به موسى بن عمران-عليه السلام- وحى فرمود كه:حسد مبر به مردم بر آنچه از فضل من به ايشان رسيده است.و چشمهاى خود را بر آن مينداز.و دل خود را همراه او مكن.به درستى كه:كسى كه حسد دارد خشمناك بر نعمتهاى من است.و برابرى مىكند قسمتهائى را كه من ميان بندگان خود تقسيم كردهام.و هر كه چنين باشد من از او نيستم و او از من نيست». [٣]
و نيز از آن بزرگوار منقول است كه:«ترسناكترين چيزى كه از آن بر امت خود مىترسم اين است.كه:مال ايشان زياد شود،پس بر يكديگر حسد بورزند و يكديگر را به قتل رسانند». [٤]
و نيز فرمود:«به درستى كه از براى نعمتهاى خدا،دشمنانى هست.عرض شد:
كياناند؟فرمود:كسانى كه حسد مىبرند مردم را بر آنچه از فضل خدا به ايشان رسيده». [٥]
و در بعضى از احاديث قدسيّه وارد شده است كه:«خدا فرمود كه:حاسد،دشمن نعمت من،و خشمناك از براى قضاى من است.و راضى به قسمتى كه در ميان بندگانم كردهام نيست». [٦]
و از حضرت ابى عبد الله-عليه السلام-مروى است كه:«آفت دين،حسد و عجيب و فخر است». [٧]
و نيز از آن جناب مروى است كه:«حاسد ضرر به نفس خود مىرساند پيش از آنكه
[١] نساء،(سورۀ ٤)آيۀ ٥٤.
[٢] بحار الأنوار،ج ٧٣،ص ٢٥٧،ح ٣٠.
[٣] كافى،ج ٢،ص ٣٠٧،ح ٦.
[٤] محجة البيضاء،ج ٥،ص ٣٢٦.و احياء العلوم،ج ٣،ص ١٦٣.
[٥] بحار الأنوار،ج ٧٣،ص ٢٥٦،ح ٢٦(با اندك تفاوتى).
[٦] محجة البيضاء،ج ٥،ص ٣٢٦(با اندك تفاوتى).
[٧] كافى،ج ٢،ص ٣٠٧،ح ٥.