معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٤٢ - اموال حلال و حرام و مشتبه و درجات آنها
زمينها مغصوب،و اكثر«مواشى» [١]و حيوانات«منهوب». [٢]
پس چگونه قطع به حلّيت قوتى حاصل مىشود.هيهات،هيهات!تاجرى را نمىيابى مگر آنكه معامله او با اهل ظلم و عدوان،و صاحب عمل را نمىبينى مگر اينكه مال او مخلوط است به اموال حاكم و سلطان.
و بالجمله حلال در امثال اين زمان مفقود،و راه وصول به آن مسدود است.و اين آفتى است كه خانه دين از آن ويران،و آتشى است كه گلشن ايمان از آن سوزان است.
و اين نه چنين است كه مخصوص اين عصر باشد،بلكه ظاهر آن است كه حال اكثر اعصار چنين بوده.
و از اين جهت است كه حضرت امام جعفر صادق-صلوات الله و سلامه عليه- فرمودند كه:«خوراك بندۀ مؤمن در دنيا،خوراك،مضطرين است». [٣]
و با وجود همه اينها،بايد طالب نجات مأيوس نباشد از تحصيل حلال.و دست و شكم خود را به هر غذائى نيالايد.
فصل:اموال حلال و حرام و مشتبه و درجات آنها
بدان كه اموال بر سه قسم است:حلال واضح.و حرام واضح.و مال مشتبه.و از براى هر يك از اينها درجات بسيار است،زيرا كه:مال حرام اگر چه همه آن خبيث است و ليكن بعضى از بعضى خبيثتر است.چنانكه حرمت مالى كه كسى به معامله فاسده بگيرد با وجود تراضى از يكديگر،مثل حرمت مال يتيمى كه به قهر و عدوان گرفته شود،نيست.
و همچنين مال حلال،اگر چه همه آن خوب است و پاك،و ليكن بعضى از بعضى پاكتر است.و همه مال مشتبه،مكروه است،و ليكن كراهت بعضى از بعضى ديگر شديدتر است.پس همچنان كه طبيب مىگويد:حلوا گرم است،و ليكن بعضى در درجه اول گرم است،و بعضى در درجه دوم،و بعضى سوم،و بعضى چهارم.همچنين است درجات حلال در صفا و پاكى.
و درجات شبهه در كراهت،و اموال حرام،از سه قسم بيرون نيست:
اول آنكه:ذات آن حرام است،مثل سگ و خوك و خاك و امثال اينها.
دوم آنكه:به جهت صفتى كه عارض آن شده حرام شده است،چون طعامى كه به زهر مخلوط شده باشد.
[١] چهارپايان،از قبيل:گاو و گوسفند و شتر و....
[٢] غارت شده.
[٣] كافى،ج ٥،ص ١٢٥،ح ٦.