معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٢٧ - نفقه اهل و عيال
كسى كه:ايشان را به دل و زبان دوست داشته باشد». [١]
و مروى است كه:«چون روز قيامت شود،منادى از جانب پروردگار ندا مىكند كه:
اى خلايق!خاموش باشيد كه محمد-صلّى اللّه عليه و آله-مىخواهد تكلّم كند.پس همه مردم خاموش مىگردند پس آن حضرت مىگويد كه:اى مردمان!هر كس كه او را بر ذمّۀ من منّتى و نعمتى باشد برخيزد تا من تلافى آن را كنم.خلايق گويند:يا رسول الله! ما را چه منّت و نعمتى بر تو است؟بلكه منت و عطا،خدا و رسول او راست بر ما.آن حضرت گويد:هر كه با ذرّيّه من نيكوئى نموده،و راندۀ ايشان را جاى داده،و گرسنه ايشان را سير كرده،و يا برهنه ايشان را پوشانيده،برخيزد تا من تلافى آن را كنم.پس قومى كه اين كار را كرده باشند برخيزند.پس از جانب خدا به حضرت رسالت پناه خطاب آيد كه پاداش ايشان را به تو واگذاشتم،ايشان را در هر جاى از بهشت كه خواهى جاى ده.پس آن حضرت ايشان را در وسيله،كه از منازل آن حضرت است جاى دهد». [٢]
و از آنچه در زكوة مذكور شد بعضى از آداب و شرايط خمس نيز دانسته مىشود.
و بايد كسى كه خمس مىدهد نهايت اجتناب از منت نهادن و ايذاء و بزرگ شمردن آن بكند.و نهايت فروتنى از براى سادات كند نه اينكه مانند بعضى از لئيمان روزگار كه اگر گاهى،قليلى از خمس را اخراج كنند،و به صد درشتى و ناخوشى تسليم سيد محتاجى نمايند،پندارند كه او را خريده بلكه آفريدهاند.غافل از اينكه همه ملك و مال جهان، بلكه جمله عالميان به طفيل وجود جد بزرگوار ايشان به وجود آمده.و ارزاق كافه انام از فيض وجود آباى گرام ايشان در عالم،«متواتر»، [٣]و«امطار» [٤]و بركات سماوات به آبروى اجداد امجاد ايشان بر كشتزار اهل زمين،«متقاطر» [٥]است.
نفقۀ اهل و عيال
سيّم از عطاهاى واجبه،نفقۀ اهل و عيال است.و آن نيز به طريقى كه در كتب مسطور است از جمله واجبات،و ثواب آن بىحد و احصاء است.
حضرت پيغمبر-صلى اللّه عليه و آله-فرمود:«كسى كه سعى كند در تحصيل نفقه
[١] خصال،ج ١،ص ١٩٦،باب الاربعه،حديث ١.
[٢] من لا يحضره الفقيه،ج ٢،ص ٦٥،ح ١٧٢٧.
[٣] پى در پى.
[٤] بارانها.
[٥] قطره قطره مىچكد.