معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٤٢٣ - علاج منت گذاردن و ايذاى فقير
مىگيرم.حتى اينكه مرد يا زن خرمائى،يا نصف خرمائى را تصدق مىكند آن را تربيت مىكنم و پرورش مىدهم،همچنان كه كسى كره اسب خود را تربيت مىكند،و چون روز قيامت به ملاقات من رسد آن را خواهد ديد مثل كوه احد بزرگتر». [١]
دوازدهم آنكه:چون چيزى به فقير داد از او التماس دعا كند،زيرا كه:دعاى فقير در حق او مستجاب مىشود.
مروى است كه:حضرت امام زين العابدين-عليه السلام-به خادم خود فرمود:«اندكى دست نگاه دارد تا فقير دعا كند،كه دعاى سائل فقير رد نمىشود». [٢]
و خادم را مىفرمود كه:«چون به سائل چيزى دهى بگو دعا كند». [٣]
و نيز مروى است كه:«هر گاه فقرا را چيزى دهيد ياد دهيد ايشان را كه شما را دعا كنند،كه دعاى ايشان در حق شما مستجاب مىشود.و در حق خودشان مستجاب نمىشود». [٤]
و آنچه بعضى از عرفا گفتهاند كه:توقّع دعا از فقير مكنيد به جهت اينكه آن يك نوع مكافاتى است خلاف طريقه ائمه-عليهم السلام-و اعتبارى ندارد.
سيزدهم آنكه:در بذل و عطا،استحقاق را منظور دارد.و تخم احسان را در شورهزار غير مستحق ضايع نسازد.و به هوس شهرت نام نيك،به بذل و بخشش بىجا دست نگشايد،زيرا كه:بذل مال به اين جهت چندان فضيلتى بر بخل ندارد.بلكه هر دو از سر يك كرباساند.و خود ظاهر است كه با وجود بينوايان عور،نوازش با صاحبان «لك و كرور» [٥]آب به دريا بستن است.و با دردمندان شكسته بال،عطا به منعمان مرفه الحال،سنگ به كوه كشيدن.
و مراد از استحقاق،همين عسرت و پريشانى نيست،بلكه غرض آن است كه:ارباب همّت و كرم،شايستگى را در كسى منظور داشته باشد،پس فساق و اشرار را بر نيكان و اخيار مقدم ندارند.و بىهنران نادان را بر اهل هنر دانشور ترجيح ندهند.و رعايت مفلسان را از منعمان ضرورىتر دانند.و در دستگيرى ضعفا بيش از اغنيا سعى كنند.و با وجود عضو مجروح،مرهم به عضو صحيح ننهند.
چهاردهم آنكه:ملاحظه ترتيب فقرا را بكند.و كسانى را كه ثواب عطا به آنها بيشتر
[١] بحار الأنوار،ج ٩٦،ص ١٣٤.
[٢] بحار الأنوار،ج ٩٦،ص ١٣٣.
[٣] بحار الأنوار،ج ٩٦،ص ١٣٤.
[٤] محجة البيضاء،ج ٢،ص ١١١.
[٥] لك:در عربى بمعنى ده ميليون و اينجا كنايه از زيادى ثروت است و همچنين كرور.