معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٤ - سعيد مطلق كيست
يكى عالمى كه پرده شريعت را درد و به علم خود عمل نكند،و ديگرى جاهلى كه آداب عبادت را نداند و بدون علم عبادت كند». [١]
فصل دهم:تهذيب اخلاق و ثمره آن
از آنچه مذكور شد دانسته شد كه:فايدۀ علم اخلاق،پاك ساختن نفس است از صفات رذيله،و آراستن آن به ملكات جميله،كه از آن به«تهذيب اخلاق»تعبير مىشود.
و ثمره تهذيب اخلاق،رسيدن به خير و سعادت ابديه است.و بايد دانست كه سعادت مطلق حاصل نمىشود،مگر اينكه صفحه نفس در جميع اوقات از همه اخلاق ذميمه«معرّا»، [٢]و به تمام اوصاف حسنه«محلّى» [٣]باشد.
و اصلاح بعضى صفات يا در بعضى اوقات،اگر چه خالى از ثمر نيست،و ليكن موجب سعادت ابديه نمىشود.همچنان كه صحت بدن و نظام مملكت نيست مگر به دفع جميع امراض،و اصلاح جميع طوايف و اشخاص در تمام اوقات.
سعيد مطلق كيست
پس،«سعيد مطلق»كسى است كه:اصلاح جميع صفات و افعال خود را بر وجهى نموده باشد كه ثابت و پايدار بوده باشد از تغيير احوال،و در آنها خللى راه نيابد،و از تبدّل ازمان متغيّر نشود،و از شعلههاى مصائب و بلايا برقى به خرمن صبرش نرسد،و از سيلاب محنتها و«رزايا» [٤]رخنه در بنيان شكر گزاريش نشود.و خار و خس شبهات را به دامن اعتقادش دسترس نباشد.بد كردن مردمان با او،را از احسان و نيكوكارى باز ندارد.و دشمنى نمودن ديگران با او در دوستى او خلل نرساند.
و بالجمله در پايدارى و ثبوت اخلاق،و قوّت نفس،و بزرگى ذات،و حسن صفات،به مرتبهاى رسد كه اگر آنچه به ايوب پيغمبر رسيد به او رسد تغيّر در احوالش حاصل نگردد.و اگر بلاهاى«برناس» [٥]حكيم بر او نازل شود تبدّل در اعمالش نشود.
بلكه كسى كه گوى سعادت در ربود و او را سعادت واقعى نصيب گرديد،چون
[١] بحار الانوار،ج ٢،ص ١١١،ح ٢٥.
[٢] برهنه،خالى،سالم.
[٣] مزيّن،آراسته.
[٤] مصيبتها.
[٥] آنچه در كتب تراجم و غيره تفحص نموديم شرح حال وى را نيافتيم.