معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٢ - فايده علم اخلاق و برترى آن بر ساير علوم
عرضه شود،آنگاه به او گفته مىشود بخوان نامه عمل خود را،و كافى هستى تو از براى محاسبه خود».
پس كسانى كه در دنيا از احوال خود غافل،و اوقات خود را صرف لهو و باطل نمودهاند،بىاختيار مىگويند: «مٰا لِهٰذَا الْكِتٰابِ لاٰ يُغٰادِرُ صَغِيرَةً وَ لاٰ كَبِيرَةً إِلاّٰ أَحْصٰاهٰا» .يعنى:
«چگونه است اين كتاب كه باقى نگذارده است از اعمال صغيره و كبيره را مگر اينكه شمرده است آن را». [١]
فصل نهم:فايده علم اخلاق و برترى آن بر ساير علوم
چون كه شناختى كه حيات ابد،و سعادت سرمد،از براى انسان موقوف است به دفع اخلاق ذميمه و اوصاف رذيله،و كسب ملكات ملكيه و صفات قدسيه،و اين ميسّر نمىشود مگر به شناختن رذائل صفات و فضائل ملكات،و تميز نيك و بد آنها از يكديگر،و دانستن معالجاتى كه در علم اخلاق از براى تهذيب نفس مقرر است،معلوم مىشود كه شرف اين علم از ساير علوم برتر،و ثمر و فايدهاش بيشتر است.
و چگونه چنين نباشد،و حال آنكه شرافت هر علمى به شرافت موضوع آن است.و موضوع اين علم،نفس ناطقه انسانيه است،كه اشرف انواع كائنات و افضل طوايف ممكنات است،و به واسطه اين علم از حضيض مرتبه بهائم به اوج عالم ملائكه عروج مىنمايد.
بلى،از براى بنى نوع انسان و عرضى است عريض،اول آن فروتر از عالم چهارپايان، و آخرش برتر از اقليم فرشتگان.در حق اولش فرموده:
«إِنْ هُمْ إِلاّٰ كَالْأَنْعٰامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلاً» .يعنى:«نيستند ايشان مگر مانند چهارپايان، بلكه پست رتبهتر و گمراهترند». [٢]و به اين جهت مىگويند: «يٰا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرٰاباً» .يعنى:
«كاش كه من خاك بودمى». [٣]
و در شأن آخرش رسيده:«لولاك لما خلقت الأفلاك».يعنى:«اگر مقصود تو نبودى آسمانها را خلق نكردمى». [٤]
اى نقد اصل و فرع ندانم چه گوهرى
كز آسمان تو برتر و از خاك كمترى
[١] كهف،(سورۀ ١٨)،آيه ٤٩.
[٢] فرقان،(سورۀ ٢٥)،آيه ٤٤.
[٣] نبأ،(سورۀ ٧٨)،آيه ٤٠.
[٤] بحار الأنوار،ج ٥٧،ص ١٩٩ و ج ١٥،ص ٢٨.