معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٠ - حصول ملكات نفسانيه به تكرار اعمال
كه تخمى افكند و آن تخم سبز شود،و با آن گياهى كه زرع را تباه مىكند برويد،و آن شخص سر آن گياه را قطع كند و از بيخ آن غافل ماند،تا آنكه قوّت گيرد و همه محصول آن را فاسد و خشك نمايد.يا شبيه شخصى است كه بدن او را«جرب» [١]فرا گرفته باشد،و طبيب حاذق امر فرمايد كه:دوائى بنوشد كه ماده جرب را از باطن قلع نمايد،و طلائى را بر ظاهر بدن بمالد كه اثر آن را از ظاهر دفع كند،و او دوا را ترك كند و به طلا اكتفا نمايد،و هر چه به طلا دفع شود،از چشمه باطن«اضعاف»آن منفجر گردد تا او را هلاك سازد.
توجه به صحت جسم،و غفلت از صحت و روح
چون معلوم شد كه:قياس بيمارى و صحت نفس به مرض و سلامتى بدن،محض جهل و خطاست،پس عجب از طايفهاى كه شب و روز اوقات خود را صرف محافظت صحت بدن فانى مىكنند،و صبح و شام در دفع امراض جسمانيه سعى تام به عمل مىآورند،و قول طبيب فاسقى،بلكه كافرى را گردن اطاعت نهاده و به شرب دواهاى ناگوار،و ارتكاب اعمال ناهنجار قيام مىنمايند،و سر از فرمان طبيب الهى در تحصيل حصول ملكات نفسانيه به تكرار اعمال سعادت دائميه و حيات ابديه مىپيچند،و معالجه نفس را اندك و سهل مىشمارند.
ترا يزدان همى گويد كه در دنيا مخور باده
ترا ترسا همىگويد كه در صفرا مخور حلوا
ز بهر دين نه بگذارى حرام از گفته يزدان
ز بهر تن تو بگذارى حلال از گفته ترسا
و چون پرده غفلت برداشته شود،و بيمارى نفس خود را معاينه ببيند،و دسترس به دوائى نداشته باشد فرياد «يٰا حَسْرَتىٰ عَلىٰ مٰا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللّٰهِ » [٢]از نهاد ايشان برآيد.
فصل هشتم:حصول ملكات نفسانيه به تكرار اعمال
بدان كه:هر نفسى در مبادى آفرينش و اوان طفوليت،از جميع صفات و ملكات خالى است،مانند صفحهاى كه ساده از نقش و صورت باشد،و حصول ملكات و تحقق
[١] يكى از بيماريهاى جلدى است كه عوارض آن،سوزش و خارش پوست بدن و پيدا شدن دانههاى بسيار ريز در روى آن است.
[٢] يعنى:افسوس بر من از كوتاهيهائى كه در اطاعت فرمان خدا كردم.زمر،(سورۀ ٣٩)،آيه ٥٦.