معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٨٥ - علاج عجب به عقل و زيركى خود
كه عاقل پيرامون عجب نمىگردد بلكه عقل خود را حقير مىشمارد.و اگر در مكانى تدبير صوابى از او ظاهر شد يا به امر پنهانى برخورد آن را از جانب خدا مىداند و بر آن شكر مىكند.
و بدترين اقسام عجب،عجب به رأى و تدبيرى است كه از او ظاهر شود و در نزد ارباب عقل و هوش،خطا باشد ولى در نظر صاحبش از راه«جهل مركب»،[١]صواب و درست نمايد.و گمراهى و ضلالت جميع اهل بدعت و ضلال،و طوايفى كه مذاهب فاسده و آراء باطله را اختيار كردهاند به اين سبب است.و اصرار و پايدارى ايشان بر اين رأى و مذهب به جهت عجبى است كه به آن دارند.و به اين جهت به مذهب خود افتخار مىنمايند.و بدين جهت امم بسيار و طوايف بىشمار هلاك شدند،چون آراء مختلفه پيدا كردند،و هر يك به رأى خود معجب بودند.و« كُلُّ حِزْبٍ بِمٰا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ » . [١]
و پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-خبر داده است كه:«اين نوع عجب غالب خواهد شد بر اهل آخر الزمان از اين امت». [٢]
و علاج اين،از علاج ساير انواع،صعبتر است،زيرا كه:صاحب آن از خطاى خود غافل،و به غلط خود جاهل است،و الاّ هرگز آن را اختيار نمىكرد.و كسى كه خود را مريض نمىداند چگونه در صدد معالجه خود برمىآيد؟!و چون عجب به رأى خود دارد،گوش به حرف ديگران نيز نمىكند،بلكه ايشان را محل تهمت مىداند.
و علاج في الجمله اين مرض،آن است كه:آدمى ذهن خود را متهم شمارد،و-تا مادامى كه آدمى حجتى قاطع از عقل يا شرع در دست نداشته باشد-به رأى خود مطمئن و مغرور نگردد.و شناخت ادله قطعيه از شرع و عقل،و مواضع سهو و خطاى در براهين و قضايا موقوف است بر عقل كامل و«قريحۀ مستقيمه» [٣]با سعى تمام،و «مزاولت» [٤]قرآن و حديث،و مصاحبت اهل علم.و با اين همه،باز آدمى از غلط و خطا ايمن نيست،و صواب آن است كه:آدمى افكار فاسده و مذاهب باطله را تتبّع ننمايد،و در آنها خوض نكند،و قدم از قدم خانوادۀ وحى و رسالت برندارد.
[١] مؤمنون،(سورۀ ٢٣)آيه ٥٣.
[٢] حقايق فيض،(ره)،ص ٩٨.
[٣] ادراك صحيح و به دور از كجى و انحراف.
[٤] ممارست.