معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٨٢ - در علاج عجب به مال
كنى.و بينيت آكنده كثافتى است كه اگر ظاهر شود خود خجل گردى.حقۀ گوشت را چرك پر كرده.زير بغلت را گند فرو گرفته.هر جاى پوست بدنت را بشكافى چرك و «ريم» [١]برآيد.و هر عضوى را كه مجروح سازى خون نجس درآيد.معدهات از فضله آكنده.و رودههايت از غايط مملو گشته.مثانهات پر از بول كثيف است.و در «احشايت» [٢]كرم پنهان است.و در زهرهات صفرا جا كرده،و در باطنت بلغم مأوى گرفته،شبانه روزى لا اقل دوبار به بيت الخلا تردد كنى،و به دستى كه بر جمالت كشى غايط خود را بشوئى.از ديدن آنچه از تو بيرون مىآيد متنفّر مىگردى،چه جاى آنكه آن را ببوئى يا به دست گيرى.اگر يك روز متوجه خود نگردى و خود را پاك نسازى و نشوئى چرك و تعفّن به تو احاطه مىكند.و شپش بدن و جامۀ تورا فرو مىگيرد.و از هر چارپائى كثيفتر مىگردى.اين حال وسط تو است.و اگر ابتداى خود را خواهى همۀ ماده خلقتت اشياء كثيفه،و محل عبور و قرارت مكانهاى خبيثه،زيرا كه ماده خلقت و غذاى تو منى و خون حيض است،و مكان عبور و قرارت صلب و ذكر و رحم و فرج.و اگر آخر خود را طلبى مردار گنديده،كه از همۀ نجاسات متعفنتر.پس اى نادان سفيه! ترا با عجب و غرور به حسن و جمالى كه اين حقيقتش باشد چه كار؟
در علاج عجب به مال
و اما عجب به مال:پس علاج آن اين است كه:آفات مال را به نظر در آورد و تفكر كند كه آن در معرض زوال و فنا،و عارى از دوام و بقاست.گاهى نهب و غارت مىشود،و زمانى به ظلم و ستم مىرود،به آتش مىسوزد،و به آب غرق مىشود،دزد آن را مىبرد و«طرّار» [٣]آن را مىربايد،و غير اينها از آفات سماويه و ارضيه.و متذكر شود كه:در بين يهود و هندو كسانى هستند كه مال و ثروتشان أفزونتر از ايشان است.و اف بر شرفى كه هندو و يهود در آن پيش باشد.و تف بر بزرگىاى كه دزد آن را در يك لحظه بربايد و صاحبش را مفلس و ذليل بنشاند.
بسى كم است ز گاو و خر،آنكه در عالم
زيادتى بود از ديگران به گاو و خرش
علاوه بر اين،ملاحظه كند آيات و اخبارى كه در مذمت مال و حقارت مالداران رسيده.و آنچه در فضيلت فقرا و شرافت فقر و عزت ايشان در روز قيامت و سبقتشان به بهشت وارد شده.-همچنان كه بعد از اين در موضع خود مذكور خواهد شد-چگونه
[١] كثافت.
[٢] روده.
[٣] جيببر.