معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٦٢ - مذمت ضرب،فحش،لعن و طعن
و حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمودند كه:«خدا لعنت كند دروغگو را و اگر چه به مزاح باشد». [١]
و چون أبو سفيان هزار بيت در هجو آن سرور گفت،آن حضرت فرمودند:
«پروردگارا!من شعر نمىتوانم گفت و سزاوار من نيست كه شعر بگويم به عوض هر حرفى از اين اشعار او را هزار لعنت كن». [٢]
و حضرت امير المؤمنين-عليه السّلام-جماعتى را لعن كردند.و مروى است كه:«آن جناب در قنوت نمازهاى واجبى،معاويه و عمرو عاص و أبو موسى اشعرى و أبو الاعور سلمى را لعن مىفرمودند. [٣]
و چنانچه لعن ايشان را از جملۀ عبادات نمىدانستند با وجود اينكه حلم او از همه مردم بيشتر و گذشت او از همه افزونتر بود در نماز اين اشخاص را لعن نمىفرمودند.
و در روايتى ديگر است كه:«آن حضرت در قنوت نمازهاى نافله دو بت قريش را كه أبو بكر و عمر است لعن مىنمود». [٤]
و حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-در عقب هر نمازى چهار مرد را لعن مىكردند. [٥]
و كسى كه ملاحظه كند رفتار حضرت امام حسن-عليه السّلام-را با معاويه عليه اللعنة و اصحاب او كه چگونه به آنها لعن مىكردند.و احاديث و اخبارى كه در لعن مستحقين لعن از رؤساى اهل ضلال باسمائهم رسيده تتبّع كند مىداند كه اين از شعار دين است.
و حضرت كاظم-عليه السّلام-ابو حنيفه را لعن فرمودند. [٦]
و منع از لعن كه رسيده است در لعن بر كسى است كه مستحق آن نباشد.
و آنچه نقل شده كه:امير المؤمنين-عليه السّلام-از لعن اهل شام نهى فرمود. [٧]اگر صحيح باشد شايد به جهت اين بود كه گاه در ميان ايشان كسى بوده كه مستحق لعن نبوده يا اميد اسلام بعضى از ايشان را داشته.
و بالجمله لعن كردن به رؤساى ظلم و ضلالت و مجاهرين به كفر و فسق جايز و
[١] محجّة البيضاء،ج ٥،ص ٢٢١.
[٢] محجّة البيضاء،ج ٥،ص ٢٢١.
[٣] محجّة البيضاء،ج ٥،ص ٢٢١.و مستدرك سفينة البحار،ج ٩،ص ٢٦٤.
[٤] محجّة البيضاء،ج ٥،ص ٢٢٢،با ارجاع به مصباح كفعمى.
[٥] تهذيب شيخ طوسى،ج ٢،ص ٣٢١،ح ١٣١٣.و بحار الأنوار،ج ٢٢،ص ١٢٨،ح ١١.
[٦] اصول كافى،ج ١،ص ٥٧،ح ١٣.
[٧] شرح نهج البلاغه ابن أبي الحديد،ج ١١،ص ٢١،كلام ١٩٩.