معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٤٤ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
كند كه:كجايند اهل فضل؟پس طايفهاى برخيزند و به شتاب به جانب بهشت خرامند.
ملائكه به ايشان برخورند و گويند:چرا به شتاب به جانب بهشت روانهايد؟گويند:ما اهل فضل هستيم.گويند:چه فضل و مزيّتى از براى شما بود؟گويند:هر وقت كه ظلمى به ما مىرسيد صبر مىكرديم.و كسى كه به ما بدى مىكرد از او عفو مىكرديم.و كسى كه به ما نادانى مىكرد حلم مىنموديم.ملائكه گويند:بلى اهل فضل هستيد،داخل بهشت شويد». [١]
و باز آن حضرت فرمودند كه:«هرگز خدا به جهالت و نادانى كسى را عزيز نكرد.و هرگز با حلم و بردبارى كسى را ذليل نگردانيد». [٢]
و از حضرت امير المؤمنين-صلوات الله عليه-مروى است كه:«خير و خوبى اين نيست كه:مال و اولاد كسى زياد شود،بلكه آن است كه:عمل او بسيار،و حلم او عظيم گردد». [٣]
و از حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-مروى است كه:ناصر و ياور از براى هر كسى حلم او كافى است و اگر حلم نداشته باشد خود را بر حلم بدارد». [٤]
و آن حضرت فرمودند كه:«چون ميان دو نفر نزاعى واقع مىشود دو ملك نازل مىشوند و به هر كدام كه بىخردى و سفاهت مىكند مىگويند:گفتى و گفتى،و خود سزاوارى به آنچه گفتى،و جزاى آن به تو خواهد رسيد.و به آن يك كه حلم ورزيد مىگويند:حلم ورزيدى و صبر كردى،زود باشد كه خدا تورا بيامرزد اگر حلم خود را به انجام رسانى». [٥]
«و روزى آن حضرت غلامى را از پى شغلى فرستادند،آن غلام دير كرد،از عقب او آمدند ديدند در مكانى خوابيده،حضرت بر بالين او نشستند و او را باد زدند تا بيدار شد فرمود:اى غلام!به خدا قسم كه اين قدر اختيار ندارى كه شب و روز بخوابى شب از توست و روز از ماست». [٦]
و اما كظم غيظ:اگر چه فضيلت و شرافت آن بقدر حلم نباشد،ليكن هر گاه كسى بر آن مداومت نمايد معتاد مىشود و صفت حلم از براى او هم مىرسد.
و از اين جهت حضرت پيغمبر-صلّى اللّه عليه و آله-فرمودند كه:«علم،به تعلّم
[١] كافى ج ٢،ص ١٠٧-١٠٨،ح ٤.بحار الأنوار،ج ٧١،ص ٤١٩،ح ٤٨.(با اندك تفاوتى).
[٢] كافى،ج ٢،ص ١١٢،ح ٥.بحار الأنوار،ج ٧١،ص ٤٠٤،ح ١٥.
[٣] نهج البلاغه،فيض الاسلام،حكمت ٩١،ص ١١٢٨.بحار الأنوار،ج ٦٩،ص ٤٠٩،ح ١٢١.
[٤] كافى،ج ٢،ص ١١٢،ح ٦.بحار الأنوار،ج ٧١،ص ٤٠٤،ح ١٦.
[٥] كافى،ج ٢،ص ١١٢ و ١١٣،ح ٩.بحار الأنوار،ج ٧١،ص ٤٠٦،ح ١٩.
[٦] كافى،ج ٢،ص ١١٢،ح ٧.