معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٣٢ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
پس وقار،شامل اين هر دو است.و آن نتيجه قوّت نفس و پردلى است،و از شرايف صفات،و فضايل ملكات است.بلكه از اخلاق حسنه،كم صفتى است كه:به شرافت اين صفت رسد.و به اين جهت انبياء و اصفيا و برگزيدگان خدا را به اين صفت مدح مىكنند.
و در مدح سرور پيغمبران مىگويند:صاحب الوقار و صاحب السكينه.
و در اخبار وارد است كه:«مؤمن البته متصف به صفت وقار است و در نظر مردم هيچ صفتى آدمى را مانند اين صفت،شريف و عزيز نمىكند». [١]
پس سزاوار مؤمن آن است كه پيوسته شرافت و نيكى اين صفت را در نظر داشته و خود را در اعمال و افعال و اقوال بر آن بدارد،تا عادت و ملكه او گردد.
سوء ظن و بد دلى به خدا و خلق
صفت هشتم سوء ظن و بد دلى است به خدا و خلق.و اين صفت رذيله نتيجه جبن و ضعف نفس است،زيرا كه هر«جبان» [٢]ضعيف النفسى،هر فكر فاسدى كه به خاطرش مىگذرد و به قوه واهمۀ او در مىآيد اعتقاد مىكند و پى آن مىرود.و اين صفت خبيثه از مهلكات عظيمه است.خداوند عالم مىفرمايد:
«يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ » يعنى:«اى گروه مؤمنين،اجتناب كنيد از بسيارى از گمان به درستى كه بعضى از گمانها گناه است». [٣]
و ديگر مىفرمايد: «وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً» يعنى:گمان بد برديد،و شما قومى بوديد به هلاكت رسيده». [٤]
و حضرت امير المؤمنين-عليه السّلام-مىفرمايد كه:«بايد امر برادر مؤمن خود را به بهترين محامل حمل كنى.و بايد به سخنى كه از برادر تو سرزند گمان بد نبرى مادامى كه محمل خوبى از براى آن بيابى». [٥]
و مروى است كه:«خداى-تعالى-حرام كرده است از هر مسلمى خون او را و عرض او را و ظن بد به او بردن را». [٦]
و همين مذمت از براى ظن بد كافى است كه آن را قرين كشتن مسلم و دستاندازى
[١] رك:بحار الأنوار،ج ٧١،باب السكينة و الوقار،ص ٣٣٧.و كنز العمال،ج ٣،ص ٢٥٢.
[٢] ترسو.
[٣] حجرات،(سوره ٤٩)،آيه ١٢.
[٤] فتح،(سوره ٤٨)،آيه ١٢.
[٥] بحار الأنوار،ج ٧٥،ص ١٩٦،ح ١١.
[٦] صحيح مسلم،ج ٨،ص ١١.