معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٣٠ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
فريب دشمن مطرود ديرينه خود را خورد،سبحان اللّه تعالى.
لعاب عنكبوتان مگس گير
همائى [١]را نگر چون گرد نخجير
٢
پس هر كه به حقيقت امر،جاهل،و از خدعه آن مردود،غافل است به وساوس او فريفته مىگردد و سرورى و پادشاهى مؤبد را به متاع خسيس چند روزه دنيا مىفروشد، و چه ارزان مىفروشد.
آرى:
زيانكاران كه جنس جان فروشند
چنين جنسى عجب ارزان فروشند
و اما كسى كه از باطن كار آگاه،و توفيق ربانى او را همراه است با ريسمان آن ملعون به چاه نمىرود و پيروى آن را نمىكند.و چون آن ملعون از افراد انسان به يك و دو اكتفا نكرد و دام مكر و حيله را در راه همه كس گسترد،به اين جهت خداوند عالم پيغمبران و رسولان فرستاد تا ايشان را از خدعه آن مكار خبردار سازند.و دل ايشان را از اين خانه مجازى بپردازند.و«صلاى» [٣]دعوت پروردگار را در دهند.و بندگان را به جانب مملكت حقيقى و وطن اصلى بخوانند.
پس پيغمبران آمدند و دامن همت بر ميان زدند و يك تنه به دعوت خلق برخاستند و به آواز بلند كه اقطار عالم را فرا گرفت ندا كردند:
«يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مٰا لَكُمْ إِذٰا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ اثّٰاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضِيتُمْ بِالْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا مِنَ الْآخِرَةِ فَمٰا مَتٰاعُ الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا فِي الْآخِرَةِ إِلاّٰ قَلِيلٌ » خلاصه معنى آنكه:
«اى طايفهاى كه به خدا و پيغمبر او گرويدهايد!چه شده است شما را كه چون به شما امر مىشود كه كوچ كنيد در راه خدا،سنگين مىشويد و خود را به زمين مىچسبانيد؟آيا دل خوش كردهايد به زندگانى دنيا،و از آخرت گذشتهايد؟پس بدانيد كه متاع چند روزه دنيا در پيش آخرت نيست مگر چيز كم و بىقدرى». [٤]
و زبان به مذمت دنيا و اهل آن گشودند و مردم را وعده و وعيد كردند و به زبان حال با هر يك از فرزندان آدم گفتند:
بال بگشا و صفير از شجر طوبى زن
حيف باشد چو تو مرغى كه اسير قفسى
[١] مرغى نظير عقاب كه خوراكش استخوان است.
[٢] شكار.
[٣] آواز،صدا.
[٤] توبه،(سوره ٩)،آيه ٣٨.