معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٣ - سير به عالم بالا با جنبه روحانى
و بدان كه بدن،امرى است فانى و بىبقاء كه بعد از مردن از هم ريخته مىشود،و اجزاى آن از يكديگر متفرق مىگردد و خراب مىشود،تا باز وقتى كه به امر پروردگار -تعالى-اجزاء آن مجتمع شود،و به جهت ثواب و حساب و عقاب زنده كرده شود.
اما«نفس»،امرى است باقى،كه اصلا و مطلقا از براى آن فنائى نيست،و بعد از مفارقت آن از اين بدن و خرابى تن،از براى آن خرابى و فنائى نيست و نخواهد بود.و از اين روست كه خداوند-سبحانه-مىفرمايد:
«وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللّٰهِ أَمْوٰاتاً بَلْ أَحْيٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ » ١ يعنى:
«گمان نكنى كه آن كسانى كه در راه خدا كشته شدند و جان خود را درباختند مرده هستند،بلكه ايشان زندهاند نزد پروردگارشان و روزى داده مىشوند».
و ديگر مىفرمايد: «ارْجِعِي إِلىٰ رَبِّكِ » . [٢]يعنى:«اى نفس،رجوع و بازگشت كن به نزد پروردگار خود همچنانكه در اول از نزد او-سبحانه-آمدى».
و نيز از اين روست كه پيغمبر خدا-صلى الله عليه و آله و سلّم-در روز بدر به شهداى بدر ندا مىفرمود:«هل وجدتم ما وعد ربكم حقا»يعنى:«اى كشته شدگان در راه خدا!آيا آنچه را كه پروردگار شما به شما وعده داده بود حق و راست يافتيد؟».آنگاه بعضى از اصحاب عرض كردند:يا رسول الله ايشان مردهاند چگونه آواز مىدهى ايشان را؟حضرت فرمود:«انّهم اسمع منكم».يعنى:«ايشان از شما شنواترند و فهم و ادراك ايشان الآن از شما بيشتر است». [٣]
و ظاهر است كه شنيدن ايشان در آن وقت نه به همان بدنى بود كه در صحراى بدر افتاده بود،بلكه به نفس مجرّده باقيه بود.
فصل پنجم:سير به عالم بالا با جنبه روحانى
از آنچه مذكور شد دانسته شد كه:از براى انسان دو جنبه است:يكى جنبۀ «روحانيت»،كه مناسبت دارد به سبب آن با ارواح طيبه و ملائكه مقدسه.و ديگرى جنبه«جسمانيّت»كه مشابهت دارد به جهت آن با حيوانات،از بهائم و سباع.و به واسطه آن جزء جسمانى چند روزى در اين عالم هستى زيست مىنمايد و مقام مىكند.
سپس به واسطه جزء روحانى مسافرت به عالم اعلى مىكند و در آنجا هميشه مقام مىسازد و مصاحبت مىكند با ساكنان عالم قدس،به شرطى كه در مدت اقامت در دنيا
[١] آل عمران،(سورۀ ٣)،آيه ١٦٩.
[٢] فجر،(سورۀ ٨٩)،آيه ٢٨.
[٣] بحار الانوار،ج ٦،ص ٢٠٧.