معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢١٦ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
ضعف نفس و معالجه آن
صفت چهارم ضعف نفس و سستى آن،و علامت اين صفت خبيثه،عجز و زبونى و اضطراب است در وقت حدوث حادثه يا نزول بليّه،و متزلزل شدن به هر چيزى است، اگر چه جزئى باشد.
و اين صفتى است خبيث در دل،و صاحب آن در نظرها خوار و بىمقدار،و لازم آن،ذلت و عدم مهابت،و كناره جستن از كارهاى بزرگ و امور عاليه،و مسامحه در امر به معروف و نهى از منكر،و اضطراب و تزلزل به اندك چيزى از بلاها و مخاوف است.
و صاحب اين صفت،از رسيدن به مراتب بلند و مناصب ارجمند محروم و مهجور، و از بزرگى و عزت در هر دو عالم بر كنار و دور است.پيوسته قلب او مضطرب و لرزان، و هميشه از حوادث دنيا خائف و ترسان است.هر ساعتى در تشويشى و غمى،و هر لحظه در بيمى و المى است.طبيعت او طبيعت كودكان،و جبلّت او جبلت زنان است.
جامه مردان بر او عار،و از مردى و مردمى بر كنار است.
و در اخبار وارد شده است كه:«مؤمن از ذلت نفس برىء است». [١]
حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-فرمودند كه:«خداوند عالم،بنده مؤمن را در هر كارى اختيار داد،وليكن مرخص نفرموده است او را كه خود را ذليل و بىقدر كند.آيا نشنيدهاى كه خدا مىفرمايد: «وَ لِلّٰهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ » يعنى:«عزت از براى خدا و پيغمبر و مؤمنان است. [٢]پس بندۀ مؤمن بايد خود را عزيز بدارد و ذليل ننمايد.بايد مؤمن از كوه محكمتر باشد.از كوه با تيشه مىتوان چيزى شكست ولى از دين مؤمن چيزى شكسته نمىشود». [٣]
و علاج اين صفت خبيثه،چنان است كه در جبن و خوف مذموم،و تحصيل كردن ضد آن مذكور گشت.
فصل:قوت نفس و طريقه تحصيل آن
بدان كه ضد اين صفت،بزرگى نفس و محكمى دل است.و علامت آن،آن است كه
[١] رك:وسائل،ج ١١،ص ٤٢٤.(باب كراهة التعرّض للذل).
[٢] منافقون،(سوره ٦٣)،آيه ٨.
[٣] بحار الأنوار،ج ٦٧،ص ٧٢،ح ٤٢.