معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٠ - راه شناختن نفس
چون كه از جنس مجردات است به حقيقت او رسيدن و او را به كنه،شناختن در اين عالم ميسّر نيست،-رو مجرد شو مجرد را ببين-و از اين جهت بود كه بعد از آنكه حضرت رسول-صلى الله عليه و آله و سلم-شرح حقيقت او را خواستند حضرت بيان نفرمود،خطاب رسيد كه:
« وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » [١]يعنى:«از تو از حقيقت روح سئوال مىكنند،بگو كه«روح»از امور پروردگار است و از عالم امر[١]است».
و بيش از اين رخصت نيافت كه بيان كند.
بلى هر گاه نفس انسانى خود را كامل نموده باشد،بعد از قطع علاقه از بدن و حصول تجرّد از براى آن مىتواند شد كه آن را بشناسد.بلكه هر گاه در اين عالم نيز كسى نفس خود را كامل نموده باشد و بخواهد به سر حد كمال برساند و علاقه او از بدن كم شود، دور نيست كه تواند في الجمله معرفت به نفس بهم رساند.
فصل سوم:راه شناختن نفس
بدان كه:آنچه گفتم آدمى را غير از همين بدن مادى و صورت حسى،جزوى ديگر هست مجرد،كه آن را«نفس»مىگويند،اگر چه فهميدن و دانستن آن صعوبت دارد وليكن هر گاه كسى به نظر تحقيق،تأمل كند اين مطلب بر او ظاهر و روشن مىشود، زيرا كه:هر كه ساحت دل خود را از غبار عالم طبيعت پاك كند و علايق و شهوات حيوانيت را اندكى از خود دور نمايد و آئينۀ دل را از زنگ كدورات اين عالم فى الجمله جلائلى دهد و گاه گاهى در دل را بر روى اغيار نابكار ببندد و با محبوب حقيقى خلوتى نمايد و با حضور قلب،متوجه به عالم انوار شود و با نيّت خالص مشغول به مناجات حضرت پروردگار گردد و گاهى تفكر در عجايب ملك و«ملكوت»[٢]پادشاه لا يزال نمايد و زمانى تأمل در«غرايب» [٢]جمال و«جبروت»[٣]قادر ذو الجلال كند،البته
[١] اسراء،(سوره(١٧)،آيه ٨٥.
[٢] جمع«غريب»است به معنى شگفتى.