معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٦١ - نقش قوّه خياليّه و واهمه و عاقله
است خفيف،چگونه آب ثقيل را بر مىدارد و محافظت مىكند و بر شهرها و درياها و بيابانها عبور مىكند،به نوعى كه قطرهاى از آن نمىريزد تا به محلى كه مأمور شده است در آنجا مىايستد و آب را قطره قطره پىدرپى بر آنجا مىافكند،به نوعى كه قطرهاى به قطره ديگر بر نمىخورد تا به زمين رسند.و اگر«سواد هوشت» [١]گشوده،باشد در هر قطره خواهى ديد كه به قلم الهى و خط خداوندى نوشته كه:«اين روزى فلان حيوان يا نصيب فلان مكان است».
و چون شمّهاى از قدرت الهى را در هوا ببينى سر به سوى آسمان كن و ديده بر اين «طاق مينائى» [٢]افكن و بگو:« رَبَّنٰا مٰا خَلَقْتَ هٰذٰا بٰاطِلاً سُبْحٰانَكَ »[١] و زمانى تفحص از عجايب عالم افلاك كن،ساعتى تفكر در غرايب آنها نماى،از آفتاب درخشان و ماه تابان و ستارگان ثابته و سيّاره،كه هر يك را وضعى و هيأتي،و هر كدام را اثرى و منفعتى است.
يكى از غرب،رو در شرق كرده
يكى در شرق،كشتى غرق كرده
يكى حرف سعادت نقش بسته
يكى سر رشته دولت گسسته
شده گرم از يكى،هنگامه روز
يكى را شب شده،هنگامه افروز
همه دور شبان روزى گرفته
به مقصد راه فيروزى گرفته
چنان گرماند در منزل بريدن
كزين رفتن ندارند آرميدن
ز رنج راهشان فرسودگى نه
ميان را در دو بار آسودگى نه
گاهى مجتمعاند و گاهى متصل،زمانى متفرقاند و زمانى منفصل.هر يكى را حركتى خاص و رفتارى مخصوص،چنان بر طبق فلك چيده شدهاند كه از ترتيب آنها صور حيوانات و غير آنها حاصل شده، [٣]بلكه كم صورتى است در زمين كه شبيه آن در آسمان يافت نشود.
و تأمل كن در رفتار خورشيد،كه آن را رفتارى است كه به آن دوره فلك را در يكسال تمام مىكند و به واسطه آن به وسط السماء نزديك و از آن دور مىشود.و رفتارى ديگر است كه به جهت آن طلوع و غروب مىكند و دوره را در يك شبانه روز طى مىنمايد.و اگر حركت اول نبودى جهان را چهار فصل به هم نرسيدى و نباتات و ميوهها را نشو و نما حاصل نگشتى.و اگر دوم را نبودى روز و شب از يكديگر
[١] چشم عقل و جانت.
[٢] آسمان آبى.
[٣] اين بر مبناى نظريۀ علماى علم نجوم است.(جهت آگاهى بيشتر به پاورقى ص ٣٣،مراجعه شود).