معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٢٦ - افكارى كه دل را مشغول مىكند
پس دل كه لطيفهاى است از لطايف الهيه پيوسته معركه تاختن خيالات و جولانگاه افكار است تا قطع علاقه نفس از بدن شود و از گزند مار و عقرب طبع فارغ شود.و چون هر فكر و خيالى را سببى و منشأى ضرور است،پس منشأ خيالات رديّه و افكار باطله،شيطان،و باعث خواطر محموده و افكار حسنه،ملك است.
و اشاره به اين است آنچه سيّد رسل-صلّى اللّه عليه و آله-فرمودند كه:«فى القلب لمّتان لمّة من الملك ايعاد بالخير و تصديق بالحق و لمّة من الشيطان ايعاد بالشر و تكذيب بالحق»يعنى:«در دل آدمى دو نوع از افكار و خواطر وارد مىشود يكى از جانب ملك، و آن افكارى است كه مشتمل است بر عزم بر امور خير،و ارادۀ آنها و تصديق امور حقه واقعيه.و ديگرى از جانب شيطان،و آن خواطرى است كه متضمن عزم بر امور شرّ و تكذيب به امور حقه است». [١]
افكارى كه دل را مشغول مىكند
و مخفى نماند كه آنچه به خاطر آدمى مىگذرد و افكارى كه دل او را مشغول مىكند دو قسماند:
اول:افكارى كه محرك آدمى بر عملى،و موجب رغبت بر آن عمل،و اراده آن فعل مىشود.و آن بر دو قسم است:زيرا كه آن فعلى كه محرك آدمى بر به جا آوردن آن مىشود يا فعل خير است يا فعل بد.
دوم:افكارى كه محرك بر فعلى و مبدأ عملى نيستند بلكه محض خيال و مجرد فكر و تصور است،اگر چه به واسطه آنها نفس را صفائى يا كدورتى حاصل شود كه باعث بعضى افعال خير يا شر گردد.و آن نيز بر دو قسم است:
اول:خيالات محموده و افكار نافعه.و تفصيل آنها مذكور خواهد شد.
دوم:افكار فاسده و آمال كاذبه.و از براى آن انواع بسيار است،مانند:آرزو كردن، يعنى تمناى چيزهائى كردن كه به وجود نمىآيد.و تصور آنها را كردن مانند اينكه:در دل بگذرانند كه كاش فلان كار را نكرده بودم يا فلان كار را كرده بودم.و كاش فلان طفل من نمرده بود و حال بزرگ شده معين و ياور من بود.و كاش فلان چيز را خريده بودم يا فروخته بودم،و امثال اينها.و مثل متذكر شدن احوالى كه از براى او حاصل شده است و به آن شادى كردن يا غمناك شدن،مانند:خيال فلان لذتى كه از براى او اتفاق افتاده.يا غلبهاى كه در فلان روز بر اقران و امثال كرده.يا عزتى كه بالفعل از براى او
[١] بحار الأنوار،ج ٧٠،ص ٥٠،قريب به اين مضمون.