رسائل المحقق الكلباسي - الكلباسي، أبو المعالي - الصفحة ٩٧٩ - هاهنا فوائد
هنوز تمام نشده و نمىشود زنك و سين و ملخ رداعة بلاد [١] بايد متنبّه كرديد كه اينها از چه ناشى مىشود و شد و شكّى نيست كه اسباب عاديه بلكه علميّه ان معاصى و خطايا است و معصيتى اعظم از خرابى دين و هتك حرمة شرع مبين نمىباشد و در اين عصر بجائى رسيد كه غالب خلق در اطراف بلاد پرده حيا را از چهره برداشته و بحبّ رياست مشغول فتوى و مرافعه و تصرّف در امورى كه از خواصّ انبياء و اوصياء (سلام اللّه عليهم اجمعين) و نواب ايشان مىباشد بتوسّل بزرگان از پادشاه و امراء و حكّام و به حيله و خدعه شدهاند جمعى با اينكه چند صباحى در مجلس يكى از فضلاء عصر حاضر شدهاند مشعوف و برخى باين مطلب كه در اجداد ايشان كسى بوده كه از فضلاى زمان محسوب بوده خود را معروف باعتقاد اين ضعيف از اقوى اسباب نزول عذاب و تراكم جنود عتاب اين مطلب است و خلقى نظر بعدم اعتناء بدين و قلّة مبالات و عارى بودن هركه ادّعاى مراتب فتوى و مرافعه و تصرفات در اموال غيب و غيرها مىنمايد رجوع بان مىنمايند و نمىفهمند كه اين معنى از اسباب نزول عذاب است يستفتون و هم ضالون يفتون و هم ظالمون و سيعلم الّذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون و در حديثى وارد شده است در مرافعه كه ابى حنيفة كرده كه حضرت فرمودند فى مثل هذا القضاء و شبهة تحبس السّماء مائها و تمنع الارض بركاتها و آن شاملست مرافعه كسانى را كه قابل مرافعه نيستند از شيعه و بمرافعه اقدام مىنمايند بلى راه بسى خطرناك و سالك راه بسى بىباك امر فتيا مرتبه عظمى است چكونه نباشد و حال آنكه ان نيابة پيغمبر آخر الزّمان و خلافة اهل بيت عصمت و حضرت امام عصر (صلوات اللّه عليهم اجمعين) است وصول باين مرتبه سهل نيست نه هركه چهره بر افروخت دلبرى دارد نه هركه آينه سازد سكندرى داند صرف عمر در تحصيل نقد اجتهاد ضرور با ذكاء و و فطانة و تصفيه باطن از خسائس نفسانى و رذائل و وساوس شيطانى دستور و در طريق عزلت از ابناى زمان و كنارهگيرى منظور و بقدر مقدور در رياضت و مجاهدات شرعيّه مىبايد صبور بود و در اوامر الهيّه ارتكاب مطلوب و از متناهى و ملاهى اجتناب مرغوب دائم الاوقات طريق عبوديّت ارباب دين و خدمت بزرگان شرع مبين و فضلاى دوى زمين و تتبّع فتاوى و كلمات شب و روز پيشه و آيين بايد نمود تو نديدى شبى سليمان را چه شناسى زبان مرغان را مجملا حسب الوسع اهتمام در آداب و سنن و تضرّع و ابتهال بدركاه ذو المنن در روز و ليالى سيما در دل ليالى بسوز مژكان از ديده سفتن و به جاروب اخلاص صحن خانه دل رفتن و مسألة قابليّت فيض و كشف با عجز و اصرار ناچار است با اين همه مراتب نشايد كه هركس و قامة هر نورس قابل خلعت رساى رئاسة و نيابت باشد دست ما كوتاه و خرما بر نخيل و نعم ما قيل كيف الوصول الى سعاد و دونها قلل الجبال و دونهنّ حتوف تحصيل اين كار بهوش نشود بلكه تا نكذرى از هوس نشود ابى اللّه ان يجرى الامور الا باسبابها الامور العظام لا تنال بالمنى و لا تدرك بالهوى استعينوا فى كلّ صنعة باربابها و أتوا البيوت من ابوابها چنانچه اين اقلّ عباد عمر را باين نحو صرف نمود و اين قدر از فضلاى زمان را درك نمود كه احدى ادراك نكرده اوّلا تحصيل در نزد مرحوم والد ماجد با قدسيّه نفس نموده بعد از ان مرحوم مبرور آغا محمّد بيدآبادى و ميرزا محمد على ميرزا مظفّر كه هريك از اوتاد ارض و اركان بلاد بودند و هم چنين آخوند ملا مهدى نراقى و ملّا محراب بلكه آخوند ملّا على نورى فى الجملة نور اللّه مراقدهم از اهل معقول و از اهل منقول آغا محمّد باقر بهبهانى و آغا سيّد مهدى و آغا ميرزا سيّد على و شيخ جعفر اعلى اللّه مقامهم كه هريك يگانه زمانه بودند با نهايت اصرار و ابرام و بسيارى از فضلاى كم نام و غير ايشان مثل ميرزا محمّد خاتونآبادي و آغا محمّد على هرندى و آغا محمّد شيخ زين الدّين و غير ايشان از فضلاى زمان چنانچه كسانى را كه شايسته ديد از فضلاى زمان بعد از فراغ از تحصيل ابرام در درك صحبت ايشان نمودم و در خلوات بر جمله از خصائل و صفات
هريك از اعاظم موصوفه كاملة الذّوات آگاه گرديدم و ديدم و رسيدم و له الحمد خلقى از فضلاى زمان چه تحصيل نزد ايشان بوده يا نه بعد از آنكه باعتقاد خود اين كم نام را بجا آوردند
[١] را برباب