مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨١ - نظریه صدر المتألّهین
مقولات را اصیل نمیداند مانند اضافه که تابع طرفین است و اگر طرفین ثابت باشند ثابت است و الا متحرک. بنابراین مقوله اضافه نه ساکن است و نه متحرک، پس ثبات در اضافه نیست و به تعبیر دیگر «اضافه» از معقولات ثانیه فلسفی است و از خودش استقلال ندارد. پس مقوله اضافه که میگویند در آن حرکت نیست معنایش این نیست که در آن سکون هست، بلکه از باب این است که این مقوله اصالت ندارد.
اما مقوله ان یفعل و ان ینفعل، در اینها هم ایشان قائل به حرکت نیست از باب اینکه خود ماهیت این مقولات ماهیت حرکتی است و حرکت در مقولهای هست که ماهیتش ماهیت تدریج و حرکت نباشد تا وجودش وجود حرکتی بشود اما ان یفعل یعنی تأثیر تدریجی و ان ینفعل یعنی تأثر تدریجی، پس در ماهیت اینها حرکت اخذ شده است و اگر بخواهد در اینها حرکت باشد لازمهاش این است که حرکت در حرکت [باشد که] معنی ندارد. پس در اینها هم ایشان قائل به ثبات نیست، منتها در مقولات دیگر حرکت به نحوه وجود مقوله بستگی دارد ولی در اینها به ماهیتشان.
جده هم مانند اضافه است که بستگی به طرفینش دارد. اما «متی» که هیئت بودن شئ در زمان است، چون زمان یک حقیقت متدرّج الوجود است، قهراً در ذات «نسبت شئ به زمان» هم تدریج خوابیده است و اگر در این هم بخواهد حرکت باشد حرکت در حرکت خواهد بود. پس به بیان مرحوم آخوند اگر در این پنج مقوله حرکت نیست معنایش این نیست که اینها ساکنند، بلکه برمیگردد به اینکه یا اصالت ندارند مانند اضافه و جده و یا ماهیتشان ماهیت حرکت است.
پس در فلسفه مرحوم آخوند سکون به این نحو که در بعضی مقولات به طور کلی قائل به حرکت نباشد وجود ندارد؛ بله، ممکن است گفته شود که سکون به نحو دیگری در فلسفه ایشان وجود دارد و آن اینکه در آن پنج مقولهای که قائل به حرکت هستند حرکت را همیشگی نمیدانند، مثلًا شیئی که حرکت وضعی یا أینی یا کمّی یا کیفی دارد اینجور نیست که این حرکتها برای آن دائمی باشند. پس، از حرفهای مرحوم آخوند این مقدار از سکون نسبی را میتوان استنتاج کرد.
آقای طباطبائی اینجا یک حرفی دارند و میگویند: اینکه مرحوم آخوند مثل سابقینشان حرکت در حرکت را محال میدانند درست نیست و حرکت در حرکت محال نیست، پس مقولاتی که ایشان به علت مشکل حرکت در حرکت قائل به حرکت در آنها نبودند میتواند حرکت در آنها واقع شود.