مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٦ - ١ مکانیسم اندیشه
مرحله ضد مرحله اولی است (ضد به معنای اعم). پس هر مرحلهای در درون خودش ضد خودش را میپروراند.
بنابراین اگر یک مورد هم برای تکامل پیدا کنیم آیا با غیر فرضیه هگل قابل توجیه است؟
جواب: اتفاقا یکی از تعبیراتی که گاهی به کار میبرند همین است (یعنی حرکت را با تضاد یکی میدانند و میگویند هر حرکتی خروج از ضد به ضد است) ولی این، آن نیست. حرکت، تضاد نیست، مراتب است و غیریت غیر از ضد است.
- ضد به معنای فلسفی نیست ولی ضد به معنای اعم هست.
جواب: نه، اینها به جنگ اضداد قائل هستند، اضافه بر آن میگویند حرکت معلول تضاد است.
- همین هم هست، ما از حرکت تضاد را کشف میکنیم.
جواب: نه، در اسفار هم خواندهایم که بعضی حرکت را به غیریت تفسیر کردهاند و جواب دادند که لازمه حرکت غیریت است نه اینکه حرکت عین غیریت باشد، حرکت ملازم با غیریت است یعنی غیریت از حرکت نتیجه میشود، به این معنی که وقتی شئ حرکت میکند، معنای حرکت در شئ این است: کون المتحرک فی کل آن له فرد مما فیه الحرکة یعنی له فرد غیر فرد آخر. مسافر وقتی مسافر است که در هر آنی در نقطهای غیر از نقطه قبلی باشد، اما آیا مراتب با هم جنگ دارند و چون جنگ دارند حرکت پیدا میشود؟ نسبت مراتب حرکت با حرکت که نسبت علت و معلول نیست. در مراتب حرکت غیریت هست یعنی لازمه حرکت این هست که متحرک در هر آنی در یک مرتبهای از ما فیه الحرکه باشد که مغایر با مرتبه دیگر است، و اگر هم تسامح کنیم و اسم این غیریت را «تضاد» بگذاریم، تازه این تضاد آن تضادی نیست که اینها میگویند. اینها قائل به اضداد هستند که به دلیل اینکه با هم تنازع و کشمکش دارند حرکت پیدا میشود. کی شما در مراحل حرکت چنین حرفی را میتوانید بزنید؟ منازل مسافر چون با هم جنگ دارند حرکت مسافر پیدا میشود؟!
- چون با هم سازش ندارند لذا حرکت پیدا میشود.
جواب: من هم که میگویم مراتب با هم سازش ندارند ولی آیا حرکت معلول جنگ آنهاست؟ اصلا حرکت نکند و ساکن باشد چه میشود؟ منازل با هم سازش ندارند یعنی در دو «آن» نمیتواند در یک منزل باشد ولی چرا حرکت کند، در همان منزل بماند؟
- چون قانع نیست.
جواب: پس چون قانع نیست حرکت میکند نه اینکه تضاد منازل علت حرکت باشد.
- این حرف من برای این است که مارکسیستها میگویند ملا صدرا که قائل به «حرکت جوهری» است موافق با فکر دیالکتیک است.
جواب: اشتباه میکنند، نفهمیدهاند. اگر آنها حرف نادرستی را گفتند ما که نباید حرف آنها را تکرار کنیم. آنها حرف خود مارکس را هم نفهمیدهاند تا چه رسد به حرف ملا صدرا. حرف هگل را هم نفهمیدهاند و همین نفهمیدن منشأ این است که بعضیها میگویند منطق اسلامی منطق دیالکتیک است. اینها دیالکتیک را نفهمیدهاند. دیالکتیکی که مارکس میگوید چیزی است که بالضروره ماتریالیسم از آن استنتاج میشود، چون اینها قائل به تضاد به شکلی هستند که هر ضدی بالضروره ضدش را در درونش میپروراند و همین تضاد و کشمکش منشأ حرکت است، پس حرکت نیازمند به محرکی بیرون از اشیاء نیست. اینکه از ارسطو به این طرف آمدند خدایی قائل شدند به عنوان «محرک اول» درست نیست، و میگویند ما کشف کردیم که محرک اشیاء در خود متحرکها وجود دارد و آن محرک هم همان تضاد درونی است. پس این دیالکتیکی که اینها میگویند اول