مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥ - اصالت روح
گرداننده بکند و آن را بشناسد، اما این نکته بر عالم مسلّم است که وجود این گرداننده خود ترکیبی از ماده نیست.» [١]
و هم او میگوید:
«ماده جز بر طبق قوانین و نظامات خود عملی انجام نمیدهد. ذرات و اتمها تابع قوانین مربوط به قوه جاذبه زمین، فعل و انفعالات شیمیایی و تأثیرات هوا و الکتریسیته هستند. ماده از خود قوه ابتکار ندارد و فقط حیات است که هر لحظه نقشهای تازه و موجودات بدیع به عرصه ظهور میآورد.» [٢]
حکما در مبحث «علت و معلول» و یا آنجا که از امور غریبه طبیعت بحث میکنند (مانند ابن سینا در نمط دهم اشارات) از آثار و قوای روحی یاد میکنند. صدرالمتألّهین در مبحث «علت و معلول» اسفار فصلی منعقد کرده به این عنوان: «در اینکه فکر و تصور گاهی منشأ حدوث اموری میشوند». مقصود وی از این فصل، حکومت و قاهریت و تأثیر فکر و تصور- که از شؤون حیات است- بر ماده است. در آن فصل قسمتهایی را ذکر میکند و از آن جمله موضوع تأثیر تلقین و توهّم صحت و مرض را در ایجاد صحت و مرض ذکر میکند. ما برای احتراز از تطویل بیشتر، از بیان کامل این مطلب و بسیاری مطالب دیگر که در این زمینه است خودداری میکنیم [٣]؛ همین قدر میگوییم امروز دیگر برای فکر ذیمقراطیسی قدیم که جهان صرفاً جهان ماشینی است و خلقت جز جمع و تفریق و تألیف و ترکیب ذرات چیزی نیست، جایی نمیماند.
تحقیقات دانشمندان غرور مادیین را بکلی زایل کرده است. دیگر کسی نمیتواند مانند دکارت و جمعی دیگر بگوید: «ماده و حرکت را به من بدهید جهان را میسازم». تار و پود جهان خیلی بیشتر و رشتهدارتر از این است که ما آن را در ماده و حرکت حسی و عرضی ماده محصور کنیم.
[١] راز آفرینش انسان، ص ١٤٩.[٢] همان مأخذ، ص ٤٨.[٣] خوانندگان میتوانند به کتابهایی که درباره تلقین و آثار آن نوشته شده، مخصوصاً به کتاب تداوی روحی تألیف کاظم زاده ایرانشهر مراجعه نمایند.