مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢ - الف وحدت هستی و نیستی در « شدن » و « صیرورت »
کردهایم که شئ مفروض در ابتدای وجود خود کاملًا و تماماً موجود است و چون «ابتدا» بسیط است پس شئ مفروض دفعتاً موجود شده است نه تدریجاً، و اگر باقی است یا این است که آن باقی که در ابتدا معدوم است با خود ابتدا که موجود است یکی است یا دوتاست. محال است که یکی باشد زیرا لازم میآید شئ واحد در آن واحد هم موجود باشد و هم معدوم، و اگر آنچه باقی مانده غیر آن چیزی است که به وجود آمده است، پس آنچه در ابتدا موجود شده کاملًا و تماماً و دفعتاً موجود شده است و چیزی از آن باقی نمانده است و آنچه هنوز موجود نشده است یک شئ دیگر است جدا و منفصل از آنچه به وجود آمده است. پس به هر حال «شدن» و حصول تدریجی معنی ندارد.» [١]
این اشکال و تشکیک فخر رازی حکما را به تلاش سختی وادار کرده است و به دنبال این تلاشها درهای تازهای در باب حقیقت حرکت و زمان به روی حکمای اسلامی باز شده است. نظریه بعد چهارم بودن زمان برای اجسام که در دنیای اسلام به وسیله صدرالمتألهین ابراز شد در دنبال همین تلاشها پیدا شد.
میر داماد اولین کسی است که این تشکیک را به صورت صحیحی حل کرده است. میر داماد اولًا معمای «ابتدا» را حل میکند و میگوید: شئ تدریجی الوجود که ابتدا دارد به این معنی نیست که در یک «آن» وجود پیدا میکند و سپس استمرار مییابد و آن «آن» ابتدای وجود اوست. این گونه ابتدا داشتن شأن امور دفعی الوجود است نه امور تدریجی الوجود. «ابتدا» در امور تدریجی الوجود به این معنی است که چون وجود آن شئ یک وجود ممتد و کششدار و ذی بعد است و این بعد منطبق است با بعد زمانی و از طرف دیگر محدود است و نامحدود نیست، پس ناچار دو طرف دارد و هر طرفی بر نقطهای فرضی از زمان منطبق است. این دو طرف یکی «ابتدا» است و دیگری «انتها». پس ابتدا و انتهای شئ متدرّج الوجود در «آن» واقع است نه در زمان.
از طرف دیگر: طرف و نهایت هیچ امر ممتدّی، خواه مکانی و خواه زمانی، جزئی و قسمتی از وجود او به شمار نمیرود تا این مسئله پیش آید که آیا بسیط است یا غیر بسیط، همچنانکه نقطه انتهای خط، جزئی و قسمتی از خط نیست. اساساً طرف هر امر ممتد از خود وجودی ندارد، مفهومی است که از محدودیت وجود انتزاع میگردد.
[١]. اسفار، مباحث «قوه و فعل» فصل ١٠، نقل از مباحث المشرقیه و شرح عیون الحکمة.