مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩ - تجرد نفس
کرده است [١] ولی آقای دکتر مهدوی معتقدند این نامه مستقل است و جزء مباحثات نیست [٢].
حکمای اسلامی با آنکه در حدوث نفس بر روش ارسطو رفتند نه بر روش افلاطون، در بقای نفس بر روش افلاطون رفتند و براهین زیادی بر تجرد نفس اقامه کردند که برخی از آنها ابتکار خودشان است و برخی دیگر تکمیل و اصلاح برهانی است که قبلًا اقامه شده است. در اسفار رسالهای از بوعلی نقل میکند به نام «الحجج العشر» که در آنجا بوعلی ده برهان بر تجرد نفس اقامه کرده است. بوعلی در طبیعیات شفا، کتاب النفس، هشت برهان اقامه میکند. خود صدرا در اسفار یازده برهان اقامه میکند و با توجه به برخی براهین که در کتب دیگر نظیر مبدأ و معاد آورده است که در اسفار نیست (آنچنانکه من در گذشته مقایسه به عمل آوردم) چهارده برهان میشود. البته این براهین از نظر ضعف و قوّت در یک درجه نیستند. بوعلی در شفا بعضی را تحت عنوان «مؤید» ذکر میکند نه دلیل.
یکی از آن براهین که تفصیل و شاخ و برگ زیاد یافته برهانی است که در این سؤال به آن اشاره شده است. این برهان همچنانکه اشاره کردیم از راه قسمت پذیری جسم و قسمت ناپذیری صور معقوله به صورت قیاس شکل دوم اقامه شده است.
نکتهای که لازم است اینجا اشاره کنم این است که سؤال کننده ضمن طرح سؤال میگوید: «پس برهانی که در کتاب النفس از راه عدم انقسام صور معقوله بر تجرد نفس اقامه شده است تمام نیست».
ظاهر این عبارت این است که این برهان در کتاب النفس ارسطو آمده است، زیرا در آن عصر کتاب النفس مطلق، کتاب النفس ارسطو بوده است. اینجا طبعا این پرسش پیش میآید که اگر در کتاب النفس ارسطو این برهان بدین صراحت ذکر شده باشد دیگر تردیدی باقی نمیماند که ارسطو قائل به تجرد و بقای نفس بوده است.
این بنده چون کتاب النفس ارسطو را در اختیار ندارم به کتاب النفس اسحاق بن حنین و تلخیص کتاب النفس ابن رشد که هر دو بازگو کننده کتاب النفس ارسطو هستند مراجعه کردم و چیزی که صریح بر این مدعا باشد نیافتم. همچنین به ترجمهای از
[١]. ارسطو عند العرب، ص ١١٩- ١٢٢.[٢]. فهرست نسخههای مصنفات ابن سینا، ص ٢٠.