مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥ - بوعلی و قانون جبر در حرکت
و به تناسب موانع و عوایقی که در کار است، آن سنگ مقداری مسافت به سوی بالا میرود ولی در نهایت امر برمیگردد.
اینجا دو مسئله مطرح میشد: یکی اینکه عامل بالا برنده چیست؟ هر حرکت نیازمند به محرک است. آنگاه که سنگ رو به پایین حرکت میکند عامل تحرک سنگ، طبیعت و یا میل طبیعی سنگ است، پس یک نیروی درونی سنگ را به حرکت درمیآورد؛ ولی آنگاه که به سوی بالا میرود عامل محرک چیست؟
از نظر قدما حرکت بدون محرک محال است، لهذا در جستجوی عامل محرک بودند، برخی قائل به جذب و برخی قائل به دفع بودند؛ یعنی برخی مدعی بودند که آنجا که مثلًا انسان سنگ را پرتاب میکند، با ورود ضربه به سنگ، موجی در جهت آن ضربه در هوای مجاور پیدا میشود و سنگ و هوا مجموعا حالت یک جسم واحد متصل را پیدا میکند، پس هوا سنگ را از جلو به سوی خود میکشد. برخی دیگر میگفتند برعکس است، هوا میماند و سنگ میرود ولی هوایی که میماند نقش نیروی دفع کننده را بازی میکند، یعنی هوا سنگ را از پشت میراند. آنچنانکه در کتب تاریخ فلسفه نقل میشود، ارسطو شخصا به این دو نظریه متمایل بوده است.
نظر سوم نظر معروف متکلمین اسلامی است که به نام «تولّد» یا «تولید» نامیده میشود. آنها مدعی بودند که حرکت، حرکت تولید میکند، یعنی ضربه وارد بر سنگ یک مقدار حرکت تولید میکند و آن حرکت، مقداری دیگر حرکت تولید میکند و همین طور.
بوعلی نظر چهارمی دارد و آن اینکه: ضربه وارده موجب پیدایش یک «میل» برخلاف میل طبیعی و در جهت موافق ضربه، در جسم میشود و آنچه سنگ را بالا میبرد همان میل و کشش و فشار است که محصول ضربه است. علیهذا خود طبیعت که قبلا سنگ را به پایین میکشید موقتا به سوی بالا میبرد. عامل حرکت قسری نه جاذبه هواست و نه دافعه آن و نه تولید، بلکه طبیعت درونی خود جسم است.
حالت جسم در این وقت، حالت انسانی است که در حال تعادل روحی نوعی کار انجام میدهد و در اثر ورود یک ضربه روحی هیجانآور، نوعی کار انجام میدهد که هرگز در حال عادی و طبیعی انجام نمیداد.
مسئله دوم که مطرح بود این بود که علت دوام نیافتن حرکات قسری چیست؟ چرا سنگ و یا گلوله پس از مدتی که بالا میرود تدریجا حرکتش کندتر میشود تا