مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩٧ - نیاز حرکت به محرک
شئ ضربهای وارد کنیم [به فرض وجود خلأ] تا ابد به حرکت خود ادامه میدهد، نظر ما و آنها یکی است، با این تفاوت که تفسیر این پدیده از نظر ما و آنها دوتاست؛ شیخ اصل نیوتن را قبول دارد ولی به گونهای دیگر تفسیر میکند.
و بدین ترتیب میرسیم به بحث نیاز حرکت به محرک، که در فصل ١٢ و ١٤ اسفار مطرح شده است و ما در درسهای اسفار بحث کردهایم و در اینجا خلاصهای از آن تکرار میشود.
نیاز حرکت به محرک
اگر کسی بگوید چرا حرکت نیازمند به محرکی غیر از متحرک است، در درس اسفار این مطلب را شکافته و گفتهایم که نقطه مقابل نیاز حرکت به محرکی غیر از خود، دو چیز است: یکی اینکه حرکت به طور کلی نیاز به محرک ندارد؛ دیگر اینکه نیاز به محرک دارد ولی ضرورتی ندارد که محرک غیر از متحرک باشد. حالا ما مطلب را به هر دو وجه طرح میکنیم و پاسخ میدهیم.
اما اینکه متحرک اساساً نیاز به محرک نداشته باشد، بطلانش خیلی واضح و روشن است، چون در این صورت ما باید حرکت را یک امر انتزاعی و اعتباری بدانیم (مانند زوجیت و اربعه که کثرتش فقط در ظرف ذهن است) و حرکت در خارج چیزی جز متحرک نیست، و معنای این حرف انکار عینیت حرکت است مضافا بر اینکه ما چنین متحرکی که حرکت از حاقّ ذاتش انتزاع شود نداریم، که مثلًا جسم بما انه جسم به حیثی است که از او حرکت انتزاع میشود مانند اربعه که بما انّها اربعة زوجیت از او انتزاع میشود؛ چون معنای این حرف این است که جسم ذاتا ثابت است و حرکت از آن انتزاع میشود، و این حرف کاملا بیمعنی است. پس فرض اول که حرکت نیاز به محرک ندارد، واضح البطلان است.
اما نظر دوم که بگویند متحرک نیاز به محرک دارد ولی چه مانعی دارد که خود محرک باشد، بلاتشبیه نظیر تعبیری است که در مورد واجب الوجود میکنیم که میگوییم «واجب الوجود بذاته لا موجد له» (که این مطابق با فرض اول است) و در مقابل، فرنگیها غالباً تصور میکنند که «واجب الوجود نفسه موجد ذاته» (که این مطابق با فرض دوم در باب حرکت است).