مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢٦ - اشکال دیگر
برای این منزل کمال است [روانیم]، بعد از آن هم نمیدانیم کمالش در کجاست.
اینجاست که نیاز به نبوت، یعنی نیاز به یک هدایتی که انسان را در مسیر تکامل خودش رهبری کند، به شدت احساس میشود. واقعاً انسان راه تکامل خودش را نمیداند، خودش را و جامعه خودش را هنوز نشناخته است.
این همان چیزی است که شیخ و دیگران میگویند که ما وقتی به خلقت نگاه میکنیم میبینیم همه چیز براساس نیاز آفریده شده است و مثال به «انبات شعر بر اشفار عینین» [١] و «تقعیر اخمص قدمین» [٢] میزنند و میگویند در طبیعت نیاز به مژه پلکها و فرورفتگی کف پاها مهمل گذاشته نشده و کوچکترین نیازها در نظر گرفته شده است. بعد [شیخ] میگوید: جامعه بشر به انسانی که آن انسان راهنمای کمال او باشد بیشتر نیازمند است و چطور ممکن است این نیاز مهمل گذاشته شده باشد و چنین خلأی وجود داشته باشد.
بحثی هم که آقای طباطبائی در کتاب وحی یا شعور مرموز کردهاند اساس و ریشهاش همین است و در آن، استناد به اصل هدایت شده است؛ یعنی در عالم، امکان ندارد موجودی استعداد یک کمالی را داشته باشد و به نحوی به سوی آن کمال هدایت نشده باشد. هر موجود در هر مرحلهای نوع هدایتش فرق میکند. خود قوه جاذبه از نوع هدایت است:«و اوحی فی کلّ سماء امرها» [٣] در هر آسمانی کارش را به او وحی کردیم و هر موجود کارش را میداند؛ «و اوحی ربّک الی النّحل» [٤]. در باب گیاهها هم همینجور. در مورد انسان که الی ماشاءاللّه. انسان از نظر اینکه یک موجود اجتماعی است و جامعه انسان حکم یک واحد را دارد، این واحد احتیاج به یک چشم، به یک هدایت، به یک راهنما دارد. نبوت همین هدایت است؛ یعنی هدایت به سوی کمال واقعی را نمیتوان با مقیاس آسایش به دست داد. بشر امروز هنوز میان دنیا و آخرتش مردد است، نمیداند آیا کارش با همین دنیا پایان میپذیرد یا نمیپذیرد، هنوز نمیداند اجتماعی بودن در او اصل است یا انفرادی بودن، هنوز استعدادهای فردی او شناخته نشده است. هنوز معلوم نیست انسان دارای چند غریزه اصلی است. فروید
[١]. [به معنی رویانیدن مو بر پلکهای چشم.][٢]. [به معنی فرورفته قرار دادن قسمت وسط کف پاها.][٣]. فصّلت/ ١٢.[٤]. نحل/ ٦٨.