مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١٤ - تکامل اجتماعی
بعد هیچ نمیداند که کجا میرود. یک وقت انسان مقصدی دارد ولی راهش را نمیداند و منزل به منزل راه را پیدا میکند و کمکم به مقصد نزدیک میشود، ولی یک وقت اساساً مقصدی ندارد و مقصد کلی معلوم نیست کجاست، در این صورت این منزلگاههای نزدیک به نزدیک از کجا [معلوم که] در مسیر تکامل باشد؟
بعد مسأله جنبشهای انقلابی پیش میآید، میگوید:
«جنبشهای انقلابی انواعی دارد، گاهی مانند جنبشهای اصلاحی بر یکی از شؤون اجتماعی ناظرند (مثلًا انقلاب ادبی) و گاهی شامل همه جامعه میشود. هر نوع انقلاب، خصوصاً انقلاب اجتماعی بزرگ که همه جامعه را دربرمیگیرد رنگ طبقهای دارد چنانکه انقلاب انگلیس یا فرانسه یا روسیه یا چین انقلاب طبقهای بر ضد طبقهای بود. همچنین شدت همه انقلابات یکسان نیست، به طوری که انقلاب فرانسه از انقلاب انگلیس و انقلاب روسیه از هر دو شدیدتر بود. ولی چنانکه میدانیم باید بنیاد همه انقلابها را در زندگی اقتصادی جامعه یعنی مجموع کارکردهایی که جامعه برای بقای خود صورت میدهد جست. پایه زندگی اقتصادی روابطی است که بین گروههای انسانی با طبیعت برقرار میشود و تولید نام دارد.»
از اینجا وارد بحث تولید و وجه تولیدی و این حرفها میشود که مربوط به بحث ما نیست.
تکامل اجتماعی
در فصل ٢٦ که آخرین فصل هست، بحث تکامل اجتماعی را مطرح میکند. ادعا میکند که یک عده اساساً منکر تکامل اجتماعی هستند و بعضیشان قائل به دور اجتماعی و بعضی هم قائل به تنزل اجتماعی هستند. آنها که قائل به دور اجتماعی هستند مدعی هستند که جامعه از یک مرحله به مرحله بالاتر و از آن به بالاتر میرسد ولی در نهایت امر برمیگردد سر جای اولش و باز از نو شروع میکند، و شواهدی هم از تاریخ برای نظر خودشان ذکر میکنند. این نظریه را به ابن خلدون نسبت میدهند و توینبی مورخ و جامعهشناس معروف دنیای معاصر هم- که خیلی مرید ابن خلدون است و به نظریات او احترام میگزارد- تابع همین نظریه است. قبلًا گفتهایم که آقای