مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩٢ - توجیه تکامل اجتماعی انسان از نظر مارکسیسم
روحی است در انسان که در سایر جانداران مثلا زنبور عسل نیست؛ یعنی ما میگوییم این پیش افتادگی ناشی از سازمان فرهنگی و روحی جامعه است و از آنجا سرچشمه میگیرد؛ انسان چه از نظر فردی و چه از نظر اجتماعی در یک مرحلهای قرار میگیرد، همینکه در این مرحله قرار گرفت مدتی به آن دلخوش میکند ولی به زودی به بالاتر چشم میدوزد و به آن مرحله قانع نیست. یکی از براهینی که فلاسفه برای اثبات وجود خدا اقامه میکنند همین است که میگویند انسان طالب کمال مطلق است و به هیچ مرحلهای از کمال قانع نیست و تا نرسد به کمال لایتناهی آرامش پیدا نمیکند (الا بذکر اللّه تطمئنّ القلوب). پس ریشه تکامل در درون فطرت انسان است [نه] پیش افتادگی در یک قسمت، بعد قسمتهای دیگر را به دنبال خود کشیدن؛ بلکه ضرورت ندارد که مطلب را به این صورت تصویر کنیم که پیش افتادگی در یک قسمت قبل از قسمتهای دیگر رخ میدهد و بعد بقیه را به دنبال خویش میکشد، چون همه قسمتها به انسان مربوط است، در همه قسمتها استعداد پیش افتادگی هست؛ ممکن است اول صنعت جلو برود بعد تعلیم و تربیت را به دنبال خود بکشاند، یا به علل خاصی تعلیم و تربیت جلو بیفتد صنعت را به دنبال بکشاند، یا اخلاق جلو بیفتد و قسمتهای دیگر را به دنبال بکشاند، و همچنین؛ چون در همه این قسمتها انسان و فطرت انسان وجود دارد.
پس راز تکامل اجتماعی را اینها به هیچ شکل نتوانستند بیان کنند، همینقدر میگوید: «همه سازمانها در یکدیگر تأثیر دارند، تعادل میان سازمانها بهم میخورد، از نو هماهنگی برقرار میشود از آنجا که شؤون اجتماعی در عین بستگی به یکدیگر، وجود و مقتضیات خاص دارند». وجود و مقتضیات خاص یعنی چه؟ چرا مقتضیات خاص در زندگی زنبور عسل وجود ندارد؟ آنها هم سازمانها و تشکیلات دارند، چرا این مقتضیات در آنجا وجود ندارد که یکی پیش بیفتد و تعادل بهم بخورد و باز روی این قانون شما تکامل پیدا شود و تعادل مجدد برقرار گردد؟ یک اشکال دیگر اینکه برقرار شدن تعادل مجدد مستلزم تکامل نیست، ممکن است تعادل در همان سطح برقرار شود، چرا تکامل؟ راز قضیه را بیان نمیکنند. پس راز تکامل اجتماعی را باید به دست آورد و مسأله مهم این است و خود اینها میگویند تکامل بیولوژی به انسان رسیده و متوقف شده است و بعد [مسیر] تکامل با مسیر طبیعت دو مسیر است. داروین مسیر جدید را (پس از تکامل طبیعی) تکامل معنوی میداند. اینها آن را هم قبول