مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩٠ - توجیه تکامل اجتماعی انسان از نظر مارکسیسم
تعادل است. موجود زنده این خاصیت را دارد. ماشین این خاصیت را ندارد، یعنی یک ماشین اینچنین نیست که اگر در یک قسمت آن انحراف پیدا شد در تمام دستگاههای ماشین یک فعالیتی شروع بشود برای مبارزه با آن انحراف و بازگرداندن این طبیعت منحرف شده به حالت تعادل، ولی در موجودات [زنده] چنین روح و نیرویی هست و خاصیت حیات و به قول قدمای ما خاصیت نفس که مدبّر بدن است (بدن موجود زنده، اعم از نبات و حیوان و انسان) این است که اگر یک اختلال در بدن پیدا شود تمام نیروها را متوجه رفع آن اختلال میکند. جامعه هم همینجور است و اینها هم قبول دارند که همینجور است (و حالا بحث نمیکنیم که خود این وضع دلیل بر این است که جامعه یک واحد حقیقی زنده است، چون این مطلب مربوط به این بحث نیست). ما هم قبول داریم که جامعه حکم یک پیکر به هم وابسته و پیوسته را دارد و بنابر تعبیر آقای طباطبائی در المیزان واقعاً حیات دارد و همانطور که اگر در بدن اختلالی پیدا شود همه بدن تب میکند جامعه نیز چنین است.
پس در جامعه تمایل به برگشت به تعادل وجود دارد، منتها اگر این اختلال در اثر پس افتادگی یا پیش افتادگی زیاد باشد منجر به انحلال و از بین رفتن آن جامعه میشود، مثل مزاج یک حیوان که اگر انحراف زیاد باشد منجر به موت میشود و اگر اختلال زیاد نباشد به تعادل باز میگردد. این حرف درستی است.
اما علت این تغییر چیست؟ و بعد، چرا این تغییر در جهت پیشروی است؟ آیا این مطلب به تنهایی میتواند تکامل را توجیه کند؟ اگر علت این تغییر را از بیرون جامعه بدانیم، این که دلیل پیشروی نمیشود، مثل میکروبی که وارد بدن شود و بدن برای ایجاد تعادل کوشش کند، در اینجا که پیشروی حاصل نمیشود. ولی در جامعه انسانی (به قول اینها) تعادل به این شکل بهم میخورد که یکی از سازمانها (فعلا اسم نمیبرد که آن سازمان چیست ولی بعدها خواهد گفت که آن سازمان سازمان اقتصادی است) تغییری در جهت پیش افتادگی پیدا میکند و رشد و تکامل پیدا میشود و در اثر تکامل این قسمت، تعادل برهم میخورد و پیش افتادگی و پس افتادگی پیش میآید، ولی بالاخره آن پس افتاده در نهایت امر چارهای ندارد جز اینکه خودش را منطبق کند با آن پیش افتاده؛ چرا چارهای ندارد؟ ناچار باید بگویند این سازمانها در عین اینکه وابسته به یکدیگر هستند [وابستگیشان در یک سطح نیست]، بعضی از آنها ریشه و اساس هستند برای سازمانهای دیگر و چون آن سازمان