مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٨ - توجیه تکامل اجتماعی انسان از نظر مارکسیسم
راه نوشتن و خط.
انسان دارای چنین استعدادی هست و چنین طبیعت کمالجویی دارد و دارای عقل و اراده و فکر و ابتکار هست، در نتیجه، نوع انسان دائما رو به کمال میرود. ولی این خصوصیات- لااقل همه آنها- در حیوان وجود ندارد. از میان این خصوصیات، تنها تفاهم است که کشف شده است که در بعضی حیوانات مانند مورچه وجود دارد (یا ایها النّمل ادخلوا مساکنکم) [١]، ولی صرف نقل و انتقال مفاهیم کافی نیست، اگر قدرت ثبت کردن و از آن بالاتر میل به پیشروی و فطرت کمالجو نباشد تکامل حاصل نمیشود. اما اینها نمیخواهند از فطرت کمالجو و میل غیر متناهی انسان به پیشرفت نامی ببرند و در عین حال تکامل را توجیه کنند، لذا از توجیه تکامل عاجزند؛ چون با اصول مادی، تکامل قابل توجیه نیست.
توجیه تکامل اجتماعی انسان از نظر مارکسیسم
در توجیه تکامل، همه تکیهشان بر دو چیز است؛ یکی نبرد انسان با طبیعت. نبرد انسان با طبیعت غیر قابل انکار است ولی برای توجیه تکامل کافی نیست. حیوان هم با طبیعت نبرد دارد. معنای نبرد انسان با طبیعت این است که انسان نیاز دارد به طبیعت و مواجه با مشکلات میشود، برای اینکه از خودش دفاع کند و زندگیاش را تأمین نماید کوشش میکند با طبیعت مبارزه کند. ولی روشن است که هر حیوانی چنین خصلتی (یا لااقل چنین نیازی) در او هست. آیا این برای توجیه تکامل کافی است؟ و آیا همه تکاملهای انسان ناشی از نبرد با طبیعت است؟ قطعا چنین چیزی نیست.
علت دومی که برای تکامل ذکر میکنند این است که میگویند: «هستی ذاتا پویاست». این که حرف نشد. خوب، حیوان هم هستیاش پویاست، پس چرا تکامل پیدا نمیکند [٢]؟
[١]. نمل/ ١٨.[٢]. اشکال: ممکن است بگویند حیوان هم در اثر همان پویایی تکامل پیدا میکند و به مرحله انسان میرسد و خصوصیاتی را که در حیوان تکامل یافته (انسان) وجود دارد نباید از حیوان توقع داشت، بالاخره انسان حیوانی است که به یک مرحله خاص با خصلتهای ویژه رسیده است.
جواب: اولًا حرف اینها در مورد تکامل انواع، اینجور نیست که شما تصور کردهاید. تکامل انواع معنایش این