مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣٦ - توجیه دوم
توجیه دوم
توجیه دوم نظریهای است که برخی از معاصرین امروزه پیرو آن هستند، میگویند امکان ندارد انسان چیزی را بخواهد که به «من» او ارتباط نداشته باشد و پای «خود» در کار نباشد. انسان از هرچه لذت ببرد آخرش به «خود» برمیگردد (به نوعی)، ولی انسان دارای دو «خود» است، یک خود فردی و یک خود اجتماعی [١]. انسان از نظر زیستی یک فردی است و یک «من» احساس میکند که من فردی و شخصی است [و از نظر اجتماعی «من» دیگری احساس میکند که من جمعی است] و هر فرد دو احساس «من» دارد، گاهی من فردی را احساس میکند و گاهی من جمعی را، و به قول اینها جامعه در فرد به خودآگاهی رسیده است، یعنی جامعه وجود خودش را در وجود فرد احساس میکند.
یک حرفی عرفا دارند شبیه این، و همچنین ویلیام جیمز هم حرفی شبیه به این حرف دارد (با تفاوتهایی). عرفا تقریبا قائل به یک نوع وحدت میان نفوس هستند و میگویند وقتی انسان میگوید «من» و خود را مجزا خیال میکند، اشتباه میکند؛ و «خود» واقعی را آخرش برمیگردانند به ذات حق، و این من فردی را چیزی جز یک تجلّی از آن من واقعی نمیدانند. در واقع مثل این است که یک روح کلی وجود دارد که این روح کلی تجلیاتی در افراد مختلف دارد، همه این «من» ها به یک «من» برمیگردد.
جواب: این لذت بردن گزاف نیست؛ تا خود طبیعت فردی به کمال نرسد نمیتواند لذت ببرد. بوعلی یک حرف خوبی دارد، میگوید: اگر انسان لذت را ادراک میکند، نه این است که طبیعت یک جریانی دارد و احساس یک جریان دیگر، آن همان طبیعت است که به کمالش میرسد. وقتی طبیعت به کمالش میرسد، اگر معلوم به علم حضوری باشد، باعث احساس لذت میشود؛ یعنی همان نفس عبور طبیعت از قوه به کمال، وقتی معلوم به علم حضوری باشد، عین لذت است؛ یعنی لذت «نیل» است، نفس نیل طبیعت به کمال است در صورتی که مقرون به ادراک باشد، و ممکن نیست که انسان لذت ببرد در حالی که طبیعت به کمالی نرسد.[١]. این مطلب براساس مسألهای است که دورکهیم مطرح کرد و آقای طباطبائی هم بدون اطلاع از نظر آنها از قرآن استنباط کردهاند. مسأله این است که جامعه شخصیت دارد، نه شخصیت اعتباری، بلکه شخصیت واقعی دارد، و ترکیب جامعه از افراد ترکیب اعتباری نیست، و اینجور نیست که افراد اصالت دارند و جامعه مؤلف از آنهاست؛ نه، واقعا جامعه به نوعی خاص ترکیب میشود و یک مرکب منحصر به خود است، منتها مرکب است واقعا، و همه افراد که از خود اراده و استقلال دارند، همه اجزاء یک «من» هستند.