مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٦ - ٣ جاودانگی اصول اخلاقی
این مسأله، مسأله بسیار مهمی است، زیرا تنها شامل اخلاق نیست، شامل احکام نیز هست [١]. عقیده اینها این است که همانطور که هیچ حقیقتی دائم نیست و حقیقت موقت است، دستور هم موقت است، زیرا فرقی که میان حقیقت و اخلاق وجود دارد این است که حقیقت از نوع «خبر» است و اخلاق از نوع «انشاء»، آن «نظر» است و این «عمل». قهرا در باب احکام- یعنی احکام فرعی- هم این حرف میآید و اختصاص به آنچه که ما آن را اصطلاحا اخلاق میگوییم ندارد. اینها که لفظ «اخلاق» را به کار میبرند یک معنای اعمی را در نظر میگیرند، یعنی دستورالعملها، ماینبغیها.
در آغاز ممکن است یک اشکال در اینجا مطرح شود و آن اینکه میان فلسفه «شدن» با موقت بودن حقیقت ملازمهای نیست، زیرا فلسفه شدن به واقعیت مربوط میشود و فرضا کسی قبول کند که در واقع چیزی جز «شدن» نیست خود این مطلب مستلزم متغیر بودن حقیقت نیست. البته ما این ملازمه را قبول داریم که اگر واقعیتها- که از آن جمله است فکر انسان- متغیر باشند طبعا حقیقت که محتوای فکر و اندیشه اوست متغیر خواهد بود، ولی آنها این حرف را نمیزنند. طبق نظر ما حقیقت را که همان محتوای اندیشه است نمیشود از وجود ذهنی و عینی مجرد کرد مگر به اعتبار. مثلًا «زید قائم یوم الجمعه» که میگوییم ابدا صادق است، خود این جمله با صرف نظر از وجود عینی و ذهنی که چیزی نیست که بگوییم این امری که نه در ذهن است و نه در خارج، قضیهای است به نام «زید قائم» که بر محتوای خودش ازلا و ابدا صدق میکند. نه، چنین چیزی ممکن نیست. این یا وجود ذهنی دارد و یا وجود عینی [و فقط] اعتبارا یک امر دیگری [است] که انسان وقتی درباره آن میاندیشد تجرید میکند آن را از وجود ذهنی و بعد از تجریدش نفس ماهیت و معنی و مفهوم تجرید شده
[١]. بحث جاودانگی اصول اخلاقی برای ما اهمیت بیشتری دارد و با مسأله جاودانگی اسلام تماس بیشتری پیدا میکند، زیرا اخلاق عبارت از یک سلسله تعلیمات است و اگر کسی تعلیمات اخلاقی و انسانی و تعلیمات اجتماعی را جاودان نداند نتیجتا اصول اخلاقی و تربیتی و تعلیماتی اسلام را هم جاودان نمیداند و میگوید اینها اگر هم اعتبار داشته باشد در زمان خودش اعتبار داشته است، بعد که زمان تغییر کرده و اوضاع عوض شده است، به حکم این قاعده کلی که اصول اخلاقی باید تغییر کند، اصول تعلیمات اسلام هم باید تغییر کند و این بخش بزرگ از اسلام منسوخ گردد. البته مسأله جاودانگی حقیقت هم با مسأله جاودانگی اسلام ارتباط پیدا میکند ولی مسأله جاودانگی اصول اخلاقی ارتباط بیشتری با جاودانگی اسلام پیدا میکند.