مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٢ - ریشه اعتقاد به موقت بودن، نسبی بودن و تکامل حقیقت
مصداق آن است؛ یعنی اگر خارج مصداق جوهر است این هم باید جوهر باشد، و اگر مصداق کمّ است کمّ، و اگر کیف است کیف، و حتی اگر حرکت باشد این هم باید حرکت باشد، یعنی واقعاً به حمل شایع باید حرکتی در ذهن ما وجود پیدا کند. خلاصه اینکه ذهن باید مصداق خارج باشد تا متناظر با آن باشد، مثلًا ذهن باید مصداق «متأثر از محیط» باشد تا بتواند حکایت از واقعیتی کند که پیوسته تحت تأثیر محیط است.
این حرف دو اشکال دارد؛ یکی اینکه: مگر مصداق واقع شدن در اختیار ماست؟ ذهن ما در واقع یا تغییر دارد و یا ندارد، و یا در واقع تحت تأثیر محیط خارج هست یا نیست، اگر هست که قهرا ما آنجور فکر میکنیم و اگر هم نیست، در این مورد ما اختیاری نداریم.
اشکال دیگرش همان بحث وجود ذهنی خود ماست که ذهن متناظر بودنش با واقع و نفس الامر و حکایتش از آن، مستلزم این نیست که مصداق همان ماهیت باشد، مثلًا انسان ذهنی مصداق انسان باشد و به تعبیر مرحوم آخوند انسان به حمل شایع صناعی باشد، و یا حرکت ذهنی حرکت به حمل شایع باشد تا حکایت از حرکت خارجی بکند، و به طور خلاصه در ذهن ما یک دستگاهی مانند دستگاه خارجی وجود پیدا کند تا بتواند درست از خارج حکایت کند. نه، چنین نیست و نمیتواند هم چنین باشد، و اگر باشد آنوقت است که حکایتگر نیست، و الا باید هر وقت شبیه یک امر مادی درست کردند باید علم به شبیه، علم به همان شئ باشد، مثلًا اگر یک شهری شبیه شهر قم درست کردند باید علم به آن، علم به شهر قم باشد. در باب علم امر بالاتری است، وجود ذهنی باید انطباق داشته باشد با وجود خارجی. اگر از نظر ماهوی مطلب را در نظر بگیریم، همان حرفی است که مرحوم آخوند و اینها گفتهاند که: انسان ذهنی انسان به حمل اولی است نه اینکه مصداق انسان است، مثل اینکه ما جوهر را تعریف کنیم، بعد بپرسند که خود جوهر، معنای جوهر، جوهر است یا عرض؟ جواب این است که: مفهوم جوهر نه جوهر است و نه عرض. آن، صرف یک مفهوم بیشتر نیست. این وقتی است که از نظر ماهوی در نظر بگیریم. اما از نظر وجودی، یک شئ وقتی میتواند حکایتگر از شئ دیگر باشد که این شئ حاکی یک مرتبه وجودی عالیتر از آن شئ داشته باشد، یعنی آن شئ باشد به وجودی عالیتر و جامعتر. اگر آن باشد به وجودی در مرتبه آن، نمیتواند از آن حکایت کند؛ یعنی باید حاکی «آن شئ» بشود ولی آن در مرتبه جامعتر، مثل آنچه که در مراتب وجود میگوییم که مرتبه دانی در مرتبه عالی