مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤ - توحید و تکامل
فلاسفه یا متکلمین چگونه است و ببیند شرقیها در این زمینه چه جور فکر کردهاند و غربیها چه جور، ولی ما به مناسبت رشته سخنی که فعلًا در دست گرفتهایم نمیتوانیم مستقلًا وارد این فصل بشویم و شاید این توفیق حاصل شد که بعد از پایان این رشته سخن این مطلب را به عنوان فصل مستقلی ذکر کنیم؛ و هم نمیخواهیم مستقلا وارد بحث «تکامل جانداران» بشویم و مرتکب همان اشتباهی بشویم که دیگران شده و به عنوان حمایت از حریم توحید در مقام رد و نقض اصول و قوانین تکامل برآمدهاند و گروه دیگر که در مسائل فلسفی، مادی فکر میکردهاند به عنوان حربهای علیه نظریه وجود خالق، حتی اصول غیر مسلّم تکامل را به زور هو و جنجال، مسلّم و قطعی فرض کردهاند و جار و جنجال راه انداختهاند؛ زیرا اولًا- چنانکه توضیح داده خواهد شد- اصل «توحید» و اصل «تکامل طبیعت» در همه اشکال خود، حتی در تکامل نوعی جانداران، مؤید و مکمل یکدیگرند نه منافی و مخالف؛ فرض منافات این دو اصل ناشی از جهالت و بیخبری است، و ثانیا بحث و تحقیق در این امر نه مربوط به این دسته است و نه به آن دسته، فقط علمای فن که عمر خود را صرف مطالعه و تحقیق در این مسئله کرده و با متد علمی صحیح وارد شدهاند میتوانند کم و بیش تا آنجا که شعله لرزان علم توانسته نشان بدهد اظهار نظر کنند.
در عصر ما از نظر علمی مسئله «تکامل انواع» امری مسلّم شناخته شده، گو اینکه موضوع «تکامل تدریجی»- که فلاسفه قدیم یونان آن را عنوان کردهاند و لامارک و داروین خواستهاند با دلائل علمی آن را اثبات کنند و «کاسه از آش گرمترها» به سراغ پیدا کردن اجداد اسبها و اجداد آدمها رفته و حتی مسلّم گرفتهاند که انسان از نسل میمون است- از بین رفته و به جای آن اصل «تکامل دفعی» آمده است.
به هر حال بحث و تحقیق در این مسئله بر عهده علمای زیست شناسی است، طرفداران فلسفه الهی یا فلسفه مادی میبایست آنچه را که علم بیان میکند ببینند با اصول فلسفی که آنها در دست دارند و از آن پیروی میکنند تطبیق میکند یا تطبیق نمیکند.
بنابر این در این مقاله نه مستقلًا بحث توحید مطرح است و نه بحث تکامل، آنچه مطرح است که متمم و مکمل بحثهای گذشته است مسئله «رابطه توحید و تکامل» است؛ یعنی میخواهیم ببینیم که آیا این دو فکر یکدیگر را طرد میکنند یا تأیید؟ مثلًا اگر کسی با ادلّه عقلی معتقد به اصل توحید شد لازمهاش این است که منکر اصل