مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٥ - وجوه تباین منطق دیالکتیک با اصول اسلامی
به کیفیت» تعبیر کردند این است که از یک طرف خواستند یک اصل مادی ذکر کنند در صورتی که این از آن اصلهایی است که بیشتر از آن مقداری که بتواند مادی باشد الهی است، منتها اینها با کلمه ساده «تبدیل کمیت به کیفیت» خواستند خودشان را خلاص کنند.
و حال آنکه اولًا کمیت یک مقولهای است متباین با کیفیت و محال است کمیت به کیفیت تبدیل شود. تعبیراتی که در علم به کار بردن آنها به طور مسامحهآمیز جایز است در فلسفه جایز نیست. در این مورد حس ما اینجور میبیند که شئ تا مدتی تغییرات کمّی پیدا میکند، بعد هم میبینیم یک کیفیات جدید پیدا شد. ما چون فقط محسوسات خودمان را بیان میکنیم، میگوییم کمیت تبدیل شد به کیفیت، یعنی تغییرات تا به حال کمّی بود، حالا شد کیفی، و دیگر کسی نمیتواند اشکال کند که کمیت ممکن نیست به کیفیت تبدیل شود، چون ما با مسامحه و در مقام بیان محسوسات چنین تعبیر کرده بودیم، ولی این امر نباید ما را در فلسفه هم به اشتباه بیندازد که واقعاً کمیت تبدیل به کیفیت میشود، عدد مثلًا تبدیل به شیرینی میشود.
چنین چیزی معنی ندارد. این تعبیر سادهای که اینها کردند، واقع قضیه این نیست.
وجوه تباین منطق دیالکتیک با اصول اسلامی
در گذشته گفتیم که اصول دیالکتیک هر یک به نحوی با اصول اسلامی ناسازگاری و تباین دارد. اکنون به وجه تباین هر یک از آنها با اصول اسلامی اشاره کنیم تا روشن شود اینکه میگویند منطق اسلامی هم دیالکتیکی است، سخنی نسنجیده و نادرست است که از روی جهل و نادانی گفته شده است.
اصل اول. اصل اول دیالکتیک اصل تضاد است. اصل تضاد به شکلی که مارکسیستها بیان میکنند و میگویند هر چیزی بدون استثنا (حتی «فکر») ضد خودش و نفی خودش را در درون خودش به وجود میآورد، با جاودانگی منافات دارد.
اصل دوم اصل حرکت است آن هم حرکت عمومی به طوری که هیچ استثنا ندارد و همه چیز را اعم از مجرد و مادی در بر میگیرد. بر طبق این اصل هیچ چیز (حتی «علم» و «فکر») به یک حال باقی نمیماند. این اصل هم به نحوی با جاودانگی و اینکه یک شئ ممکن است جاودان بماند منافات دارد.